٤.٣.٠٥

درخواست شخصیتها و گروههای مدافع حقوق بشربرای محکومیت نقض حقوق بشر در ایران

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی
شماره 39-2005
تاریخ13/12/1383
درخواست شخصیتها و گروههای مدافع حقوق بشربرای محکومیت نقض حقوق بشر در ایران
فعالان و مدافعان حقوق بشر
اخبار منتشر شده در چند روز اخیر حکایت از موج جدید بازداشت و سرکوب، در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری دارد. محمد رضا نسب عبداللهی؛ بلاگر وبلاگ « وب نگار» و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه رفسنجان به جرم نوشتن مطلبی در وبلاگش خطاب به رهبری جمهوری اسلامی؛ به 6 ماه حبس محکوم وروز دوشنبه 10 اسفند به زندان منتقل شد،هم چنین دو روز بعد " نجمه امید پرور" فعال سیاسی 22 ساله و همسر محمد رضا نسب عبداللهی؛ که اینک باردار نیز میباشد؛ توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شده است
از سوی دیگر "عباس خرسندی" عضو هیئت موسس « حزب دموکرات ایران» بعد از تحمل یک ماه سلول انفرادی ؛ با قرار وثیقه ی 30 میلیون تومانی از زندان آزاد شد و اکنون در انتظار حکم دادگاه به سر میبرد.. دکتر فرزاد حمیدی" سخنگوی سابق جبهه دموکراتیک ایران" که در اعتراض به عدم تفکیک جرایم در زندان رجایی شهر دست به اعتصاب غذا زده بود وارد 38 روز اعتصاب خود شده و در مقابل قاضی حداد وی را مورد خطاب قرار میدهد که« 35 روز است اعتصاب کرده ای، اگر بمیری هم برای ما تفاوتی نمیکند» بهنام امینی دانشجوی دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران به 3سال حبس تعلیقی محکوم شد؛ دبیر انجمن اسلامی دانشگاه لرستان از سوی کمیته ی انضباطی از دانشگاه اخراج شد . علی اسماعیلی دانشجوی دانشکده ی علوم پزشکی مشهد و دبیر سیاسی اتحادیه ی ملی دانشجویان و فارغ التحصیلان در مشهد، از دانشگاه اخراج شد. مهندس حشمت الله طبرزدی " دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران" از سوی شعبه ی 26 دادگاه انقلاب به اتهام تشکیل گروه غیر قانونی، تشویش اذهان عمومی، نشر اکاذیب، و ... به 14 سال زندان محکوم شد. آرش سیگارچی روزنامه نگار و سردبیر روزنامه " گیلان امروز" به جرم نوشتن مطلبی درمورد اعدامهای دهه ی 60 در روزنامه اش و همچنین مصاحبه با رسانه ها از سوی شعبه ی 3 دادگاه انقلاب رشت؛ به 14 سال زندان محکوم شد. بینا داراب زند " مسئول واحد فرهنگی جبهه دموکراتیک ایران" و عضو حزب دموکرات ایران به 3 سال و نیم زندان و 50 ضربه شلاق محکوم شد. شیوا نظرآهاری " دبیر کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی" به دادگاه احضار شدکه از طرف دادستانی برای وی بنا به اصل 500 قانون مجازات اسلامی درخواست 3 ماه تا 1 سال حبس و اصل 600 همین قانون درخواست 2 سال تا 5 سال زندان شده است. حسن زارع زاده اردشیر " مسئول کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی" از سوی شعبه ی 26 دادگاه انقلاب به 7 سال زندان محکوم شد وی چندی پیش مجددا به دادسرای کارکنان دولت احضارو منزل وی نیزاز سوی مامورین مورد بازرسی قرار گرفته است. فریبا هدایتی " همسر امید عباسقلی نژاد" زندانی سیاسی در روز 10 اسفند به اتهام " اقدام علیه امنیت" به دادگاه احضار شد. علی و محمد طبرزدی " فرزندان حشمت الله طبرزدی" به اتهام « اقدام علیه امنیت» از سوی شعبه ی 26 دادگاه انقلاب به دادگاه احضار شدند. مجتبی سمیع نژاد بلاگر وبلاگ " من نه منم" و " استیچه" بعد از تحمل 80 روز سلول انفرادی از زندان آزاد و با تبدیل قرار وثیقه ی 50 میلیونی وی به 100 میلیون از سوی دادگاه؛ مجددا به زندان انتقال داده شد. مجتبی لطفی " وبلاگ نویس" از سوی دادگاه به 3 سال زندان محکوم شد. پرونده سازی برای وکلا و نمایندگان سابق مجلس از جمله احضار" فاطمه حقیقت جو" و علی اکبر موسوی خوئینی " به دادسرای کارکنان دولت و احضار " خلیل بهرامیان" وکیل تعدادی از زندانیان سیاسی به داگاه به اتهام اقدام علیه امنیت. صدور حکم 8 سال زندان برای امیر ساران " دبیر کل جبهه اتحاد ملی " وبازداشت وی و انتقال اوبه بند 1 زندان رجایی شهرکرج ، صدور حکم 1 سال زندان برای "نصرت الله بیات "عضو جبهه اتحاد ملی و بازداشت وی و انتقال به زندان رجایی شهر کرج. همچنین مامورین یا مراجعه به منزل " اسد شقاقی" دیگر عضو این گروه از وی خواسته اند تا خود را به زندان معرفی کند. نگهداری زندانیان سیاسی( بینا داراب زند ، ارژنگ داوودی، حجت زمانی،جعفر اقدامی، مهرداد لهراسبی، دکتر فرزاد حمیدی، امیر ساران ، نصرت الله بیات، ولی الله فیض مهدوی ) در بین زندانیان مجرم و خطرناک در زندان رجایی شهر. احضار " شیرین عبادی" برنده ی جایزه ی صلح نوبل به دادگاه در رابطه با پرونده ی " نوارسازان" . امیر لاجوردی " دانشجوی رشته ی عمران دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز" در آبانماه سال 1381 در محل کار خود توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شد و پس از گذشت حدود 3 سال هیچ گونه اطلاعی از وی در دست نیست. وی پیش از این به دلیل فعالیتهای سیاسی از دانشگاه اخراج شده بود. دکتر ایرج فرجادی" فعال سیاسی مستقل " در اردیبهشت ماه 1382 در فرودگاه مهر آباد در هنگام خروج از ایران دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شد بر طبق اخبار رسیده وی هم اکنون در زندان مشهد به سر میبرد. محمد حسن علیپور، مدير مسئول دوهفته نامه ی آبان و روزنامه نگار مستقل به شش ماه حبس تعليقي به مدت دوسال و دو سال محروميت از فعاليت های مطبوعاتي محکوم شد. روزنامه ی "ندای آذرآبادگان" از سوی شعبه اول اجراى احكام دادگسترى آذربايجان شرقى و با چند شكايت از سوى دستگاه هاى دولتى به مدت دو ماه توقيف شد. شعبه اول دادگاه سنندج ٩ روزنامه نگار و همکار هفته نامه توقيف شده پيام مردم كردستان را به اتهام " نشر اکاذیب " احضار کرده است. آقايان جلال قوامي، يوسف عزيزي(بني طرف)، كاوه حسين پناهي، جمشيد وزيري، جهانگير هاشمي، حسن اميني، ‏مجيد محمدي و خانم‏ تونيا كبودوند و نامو هدايتي را با انتشار احضاريه در "جراید کثیرالانتشارومحلی" و با قيد " مجهول‏المكان " به دادگاه فراخوانده شدند. پدر دو دانشجوی زندانی منوچهر و اکبر محمدی به دلیل فشارهای روانی ناشی از زندانی بودن فرزندانش دچار سکته ی مغزی شد. حسن قیصری ،فعال سیاسی پس از تحمل 4 ماه زندان به پرداخت 900000 تومان جریمه ی نقدی محکوم شد. بهروز جاوید تهرانی عضو حزب دموکرات ایران پس از تحمل 5 ماه زندان با وثیقه ی 30 میلیونی از زندان آزاد و هم اکنون در انتظار حکم دادگاه به سر میبرد. همچنین بسیاری دیگر از فعالین سیاسی – دانشجویی از جمله کیانوش سنجری، امین کرد، سعید کلانکی، اکرم اقبالی، دارای پرونده های باز در وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب بوده و در انتظار حکم دادگاه به سر میبرند. ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن محکوم نمودن نقض حقوق بشر در ایران ، خواهان محکومیت حکومت جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین حکومت ناقض حقوق بشر در دنیا درنشست آتی کمیسیون حقوق بشر، اعزام گزارشگر ویژه حقوق بشر به ایران و استقرار نظارت دائمی برای رسیدگی و کنترل وضعیت حقوق بشر در ایران میباشیم

٣.٣.٠٥

راهکار حتمي و نهايي گردن نهادن به راي و اراده ملي است

بيانيه تحليلي جمعي از انديشمندان فعالان سياسي ودانشجوئي ايران
راهکار حتمي و نهايي گردن نهادن به راي و اراده ملي است
ما بر اين باور هستيم که جريان حکومتگر، با هدف حفظ انحصار قدرت با ايجاد نهادهاي ضد مردم سالاري و بهره گرفتن از نهادهاي انتصابي که در راس آن شوراي نگهبان قراردارد، از يک سو مردم را از حق انتخاب شدن براي قبول خدمتگزاري عمومي و آزادي انتخابات محروم کرده، و از سوي ديگر با از بين بردن اصل اوليه شايسته سالاري، امور حکومتي جامعه را بدست کساني سپرده است که بطور عمده فاقد صلاحيت علمي، تجربي، تعهد اجتماعي و مديريت کارآ مي باشند
ما بر اين باوريم که حاکميت انتصابي با ناتواني در شناسايي و دفاع از منافع ملي و حياتي کشور در برابر جهان خارج و عاجز ماندن از حل مسائل و مشکلات داخلي، شايستگي و صلاحيت مديريت کشور را ندارد
· حرکت خودجوش اکثريت ملت ايران در عدم شرکت در انتخابات دومين دوره شوراهاي شهر و هفتمين دوره مجلس و روحيه عدم تمايل آنان به شرکت در انتخابات رياست جمهوري آينده، گواهي بر اين واقعيت است که ديگر نمي توان با اين ترتيب بسوي مردم سالاري، دموکراسي، حکومت قانون، حاکميت ملت، انتخابات آزاد و تفکيک قواي سه گانه متعارف وجمهوري واقعي گام برداشت
· ما امضاء کنندگان، فرصت و راهکار حتمي و نهايي را گردن نهادن به راي و اراده ملي دانسته و خواستار آنيم که ساختار قدرت حکومت، اداره امور کشور و روابط بين المللي آن بدون سوء استفاده غير مردمي از قانون اساسي، مانند همه کشورهاي پيشرفته جهان، بر پايه اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق هاي دوگانه الحاقي و منشور ملل متحد، با توجه به حفظ منافع ملي، طراحي شود
هموطنان عزيز
درحالي که صاحبان قدرت و وابستگان به حاکمان انتصابي کوشش دارند مردم را به پيش بازيهاي انتخابات رياست جمهوري سرگرم کنند، کشور ما از لحاظ سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي، يکي از سخت ترين دوره هاي بحراني حيات تاريخي خود را مي گذراند. امروز در اثر سياست هاي تنش آفرين حکومت ايران با جهانيان، منافع ما ايرانيان در عرصه بين المللي از هر سو مورد خدشه قرار گرفته است
تهديد هويت تاريخي و تماميت ارضي ومنافع ملي کشور با انتشار نقشه ارمنستان بزرگ در روزهاي اخير، نقشه آذربايجان گسترش داده شده (شامل "اران"، جمهوري آذربايجان و آذربايجان تاريخي ايران)، سد ساختن صدور نفت آسياي مرکزي و حوزه درياي مازندران از راه ايران، مانع تراشي در احداث خط صدور گاز ايران به هندوستان از مسير پاکستان، بهره برداري گسترده قطر از منابع نفت و گاز مشترک در خليج فارس و کاهش نفوذ ايران بر بخش عمده منابع اين پهنه آبي، تشويق امارات در طرح ادعاهاي واهي نسبت به جزيره هاي سه گانه هميشه ايراني خليج فارس، عدم پذيرش درخواستهاي بحق ايران در مراجع بين المللي از جمله عضويت در سازمان تجارت جهاني و دبيرکلي اوپک که حق مسلم ايران است، عدم فروش هواپيماهاي ايرباس به ايران و ايجاد جو بي اعتمادي و حساسيت بين المللي نسبت به دستيابي ايران به تکنولوژي هسته اي، تنها بخش کوچکي از خدشه بر منافع ملي ما در عرصه بين المللي است. اين سياست خارجي دشمن ساز که بشدت از انتقال تکنولوژي هاي حياتي به کشور، رشد افتصادي و تعامل هدفمند اقتصادي، صنعتي و فرهنگي ايران با جهان جلوگيري کرده، به سود کيست؟ تداوم عقب ماندن اقتصادي، صنعتي و علمي ايران چه کساني را آسوده خاطر مي سازد؟
ملت ايران در آغاز بيست و هفتمين سال انقلاب خود که با نويد استقلال، آزادي و عدالت اجتماعي تحقق يافت، با بسياري نابساماني هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي دست به گريبان است. بيش از ربع قرن بي توجهي به تاريخ، ادب، فرهنگ و تمدن ايران زمين و آثار و مفاخر ملي آن، گروهي پرشمار از مردم ايران، بويژه جوانان را از دلبستگي عاطفي به محيط طبيعي و بوم و بر کشور خود دور و نااميد از آينده دستخوش سرخوردگي نموده و بخش قابل توجهي را در سقوط اخلاقي و اعتياد، گرفتار اوهام و فرار از خود و واقعيت ها ساخته است. رواج مصرف قرصهاي خيال انگيز، برخوردهاي گسترده فيزيکي در خيابانها، بيش از پنج ميليون پرونده اختلافات شخصي، ملکي و جنايي در دادگستري، 146 هزار کشته و مصدوم حوادث رانندگي تنها در شش ماه اول سال جاري، خودکشي گروه پرشماري از دانش آموزان دبيرستاني تنها در تهران و چندين هزار خودکشي زنان و جوانان، بويژه در استانهاي محروم کشور، انباشته شدن زندانها با بيش از يکصدهزار نفر ساکن دائمي با بيش از شصت درصد معتاد و مبتلا به بيماريهاي گوناگون، رسيدن شمار افراد در گير اعتياد کشور به بيش از يازده ميليون نفر و فزوني يافتن آلوده شدگان به بيماري ايدز به چندين ده هزار نفر، گسترش شمار کارتن خوابان و کودکان خياباني، يخ زده شدن دهها نفر از آنان در شبهاي سرد و يخبندان اخير، رسيدن حجم قاچاق کالا به مرز پانزده ميليارد دلار، فرار سرمايه ها و مغزها از کشور، بيکاري دائمي دستکم يک پنجم جمعيت در سن کار و يک سوم جوانان در سن هاي بيست تا سي و پنج سال بويژه زنان تحصيلکرده جوان در شهرها، عقب افتادن سن ازدواج براي جوانان در اثر بيکاري و فقر که به مجرد ماندن هميشگي زنان جوان و رواج فساد انجاميده، خالي شدن دستکم يک چهارم روستاهاي کشور از سکنه، رواج فساد اخلاق، بويژه در ميان نوکيسگان و اطرافيان برخي از قبضه کنندگان قدرت و مقام، در معرض فروش و سوء استفاده قراردادن زنان و جوانان ايراني در کشورهاي خارج، رواج دزدي، چاقوکشي، قتل و تجاوزات جنسي در کشور، تنها شمه اي از نا بساماني ها و عدم تعادل هاي اجتماعي و فرهنگي است که اخلاق و فرهنگ خانواده اصيل ايراني ما را تهديد مي کند و در آستانه انحطاط جبران ناپذيري قرارداده است
درحالي که ملت هميشه سخت کوش ايران، فرهنگيان، دانشگاهيان، پزشگان، پرستاران، فعالان بخش خصوصي، بازاريان، کشاورزان، دامداران، صيادان، کارگران، صنعتگران و کارکنان شريف دولت، درتلاش معاش و حفظ و سربلندي خانواده و کشور خويش هميشه تلاشي ستايش آميز داشته اند و طبيعت نيز در سالهاي اخير نهايت مساعدت را داشته است، درحالي که بهره برداري از منابع طبيعي و ثروت خداداد کشور با نهايت شدت و بي حد و حساب ادامه داشته است، در حالي که درآمدهاي ارزي حاصل از صدور نفت و فرآورده هاي صنعتي و کشاورزي از مرز پانصد ميليارد دلار در دوران پس از انقلاب گذشته و انرژي تقريبا رايگان در اختيار همه بخشهاي اقتصاد ايران قرار داشته است، عملکرد واقعي اقتصاد ايران نامتناسب با امکانات، در هيجده سال اول انقلاب (تا سال 1375) سالانه فقط حدود 3/1 درصد، و در هشت سال اخير به طور ميانگين حدود 5/2 درصد بوده است. با توجه به حدود دوبرابر شدن جمعيت کشور در دوران پس از انقلاب، درآمد سرانه مردم ايران در سال 1382 برابر 1677 دلار(به نرخ روز) ، يعني 494 دلار يا 30% کمتر از درآمد سرانه مردم در سال 1356 اعلام شده است. ناتواني حکومت در تبديل امکانات و درآمدهاي ارزي و ريالي به سرمايه گذاريهاي توليدي و فزاينده که حاصل آن عدم ايجاد اشتغال مناسب و کافي براي جوانان و بهبود سطح زندگي همگاني است، از فساد و سوء استفاده از امکانات کشور توسط بنيادها و نهادهاي وابسته به حکومتگران بدون دادن ماليات، و از هم گسيختگي و انضباط توليد و کار، از رواج اسراف و سورچراني در جامعه، از ايجاد جو دلمردگي و حرمان زدگي در کشور، از تشويق تعطيلات ضد توليد و کار و خشکاندن ريشه شادي و سرافرازي در مردم سرچشمه مي گيرد، که حاصل آن سقوط بهره وري و کارآيي عوامل توليد به سطح منفي است
رشد اقتصادي اعلام شده توسط منابع رسمي، که بخشي از آن مي تواند واقعييت داشته باشد، در بسياري از موارد ناشي از افزايش بهاي نفت و بالا رفتن درآمدهاي نفتي، از دو ونيم برابر شدن واردات نسبت به سال 1376 (بيش از 14 ميليارد دلار)، ازچهاربرابر شدن واردات قاچاق، ازسرمايه گذاري سودجويانه مخرب وغيرمولد مصرفي در ساختمانهاي مجلل و تجاري، از توليد انحصاري و غير رقابتي خودرو خفه کننده مردم در مراکز شهري که حاصل آن جز فروبردن حدود 50 درصد جمعيت به زير خط فقر در شرايط تورمي شديد و تمرکز ثروت هاي عظيم در داخل و خارج از کشور در دست عده اي اندک (کمتر از دو درصد جمعيت کشور) بوده است
و بالاخره، رشد قارچ مانند بدنه دولت و وجود بوروکراسي بشدت بيمار و دست و پا گير- برخوردهاي سرکوبگرانه حاکميت با انديشمندان، نويسندگان، رونامه نگاران، فعالان سياسي و جنبش هاي پوياي فعال دانشجوييي، همراه با پشتيباني همه جانبه و تاسف بار قوه قضائيه - ناديده انگاشتن حقوق شهروندي برابر براي همه زنان و مردان و ايجاد ذهنيت بشدت منفي در شماري از هموطنان سخت کوش وابسته به تيره ها و اقوام گوناگون ايراني، بر اثر بي توجهي و فراهم نساختن امکانات و موجبات رشد و توسعه اقتصادي برابر درآن مناطق، عدم ايجاد فرصتهاي برابر براي آنها در راستاي واگذاري مسئوليتهاي اساسي در اداره کشور، پديده نگران کننده ايست که بشدت همبستگي ملي ويکپارچگي کشوررا با خطر مواجه ساخته است
هموطنان عزيز
در اين شرايط بحراني و اوضاع و احوال نابسامان سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي، که مي رود تا به استقلال و همبستگي ملي ما آسيب جدي وارد آورد، وظيفه ما چيست و راه بيرون رفت از اين بحرانها که متضمن دوام و بقاي ميهن و خوشبختي و رفاه و سربلندي مردم ما باشد کدام است؟
امضاء کنندگان اين بيانيه نه در سر خيال ايجاد ناامني و آشوب دارند و نه در کف سلاحي براي براندازي. ما را آن قدر کياست و عقل هست که تشخيص دهيم در شرايط امروزي کشور و منطقه هرگونه ناامني و آشوب به زيان ملت تمام مي شود و آن قدر تجربه اندوخته ايم که کشور را به ناکجا آبادي ديگر هدايت نکنيم
ما بر اين باور هستيم که جريان حکومتگر، با هدف حفظ انحصار قدرت با ايجاد نهادهاي ضد مردم سالاري و بهره گرفتن از نهادهاي انتصابي که در راس آن شوراي نگهبان قراردارد، از يک سو مردم را از حق انتخاب شدن براي قبول خدمتگزاري عمومي و آزادي انتخابات محروم کرده، و از سوي ديگر با از بين بردن اصل اوليه شايسته سالاري، امور حکومتي جامعه را بدست کساني سپرده است که بطور عمده فاقد صلاحيت علمي، تجربي، تعهد اجتماعي و مديريت کارآ مي باشند. نتيجه ملموس اين عارضه و تسلط اين تفکر بر امور کشور، به بن بست کشاندن جامعه و عاجز کردن دولت و حکومت در راه حل يابي براي مسائل آن است
ما بر اين باوريم که حاکميت انتصابي با ناتواني در شناسايي و دفاع از منافع ملي و حياتي کشور در برابر جهان خارج و عاجز ماندن از حل مسائل و مشکلات داخلي، شايستگي و صلاحيت مديريت کشور را ندارد
با توجه به آنچه که درباره نارسايي ها و ناتواني هاي حاکميت برشمرده شد، و حرکت خودجوش اکثريت ملت ايران در عدم شرکت در انتخابات دومين دوره شوراهاي شهر و هفتمين دوره مجلس و روحيه عدم تمايل آنان به شرکت در انتخابات رياست جمهوري آينده، گواهي بر اين واقعيت است که ديگر نمي توان با اين ترتيب بسوي مردم سالاري، دموکراسي، حکومت قانون، حاکميت ملت، انتخابات آزاد و تفکيک قواي سه گانه متعارف وجمهوري واقعي گام برداشت. تجربه هشت ساله پس از خرداد 1376، نشان داده است که با اين ترتيب اصلاحات مورد نظر مردم امکان پذير نيست و در بهترين شرايط که مردم امکان اظهار نظر داشته باشند، و حتا با ميليونها راي رييس جمهوري را برگزينند و مجلس موافق او را نيز بر پاي دارند، در نهايت رييس جمهور کشور به سطح يک "تدارکات چي" مراکز قدرت و نهادهاي غيرانتخابي سقوط خواهد کرد
ما امضاء کنندگان، فرصت و راهکار حتمي و نهايي را گردن نهادن به راي و اراده ملي دانسته و خواستار آنيم که ساختار قدرت حکومت، اداره امور کشور و روابط بين المللي آن بدون سوء استفاده غير مردمي از قانون اساسي، مانند همه کشورهاي پيشرفته جهان، بر پايه اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق هاي دوگانه الحاقي و منشور ملل متحد، با توجه به حفظ منافع ملي، طراحي شود، تا با استقرار مردم سالاري، شايسته سالاري در انتصابات و پذيرش خدمتگزاري عمومي و يک نظام اقتصادي پويا و کارآمد بر پايه تامين عدالت اجتماعي و در راستاي توسعه پايدار، ميهن و مردم ما از شرايط بحراني خطرناک موجود توانمندانه رهايي يابند و در راه سعادت و رفاه و اعتلاي شايسته با توجه به رسالت تاريخي خود، در تعامل با ملتهاي جهان گام بردارد. اميد است که همه مبارزان راه آزادي و استقلال کشور با توجه به شرايط حساس و بحراني زمان، کوششهاي خود را در زمينه همبستگي ملي پيرامون امنيت عمومي شهروندان وآزادي وعدالت متمرکز سازند
آمارهاي آورده شده از منابع و گزارش هاي رسمي چون "گزارش ربع قرن عملکرد نظام جمهوري اسلامي" سازمان مديريت و برنامه ريزي، "گزارش اقتصادي و ترازنامه" بانک مرکزي، "فقر در ايران" مجموعه مقالات، "آسيب هاي اجتماعي" مجموعه مقالات"، و از روزنامه هاي اطلاعات، جام جم، خراسان، ماهنامه اقتصاد ايران و غيره، برگرفته شده است
منابع آمار و اطلاعات آمار به ترتيب نقل در بيانيه
سازمان مديريت و برنامه ريزي، گزارش ربع قرن عملکرد نظام جمهوري اسلامي، تهران: 1383، ص 301
روزنامه خراسان، 6 بهمن 1383، گزارش معاون امور پزشگي باليني سازمان پزشگي قانوني
روزنامه جام جم، 26 آذر 1383، "در سال گذشته 283 دانش آموز مدارس تهران که بيشترشان در فقر بودند... اقدام به خودکشي کردند
آسيب هاي اجتماعي ايران، مجموعه مقالات، تهران: 1383، ص 380، "هرسال حداقل ششصد هزار نفر در زندانهاي کشور بسر مي برند
روزنامه خراسان، 30 آبان 1383، "شش در صد جمعيت کشور معتاد دائمي است
روزنامه خراسان، 13 تير 1383، "ايران بيشترين ميزان مصرف مواد مخدر در کشورهاي آسيايي را دارد
روزنامه خراسان، 29 آذر 1383، به گزارش ايسنا از جانشين رييس جمهور در ستاد مبارزه با مواد مخدر: " 11 ميليون ايراني با اعتياد دست به گريبانند
روزنامه خراسان، 19 دي 1383، "حدود سه هزار نفر به تعداد مبتلايان به ايدز افزوده شده است
روزنامه خراسان، 26 دي 1383، "ايدز بيش از يک هزار نفر ايراني را به کام مرگ فرستاد
روزنامه اطلاعات، 15 دي 1383
سازمان مديريت و برنامه ريزي، برنامه شماره 98، 13 دي 1383، "نرخ بيکاري در سال 1358 معادل 24/10 درصد و در 1368 معادل 2/15 درصد و در دهه 80-1370 سالانه 7/14 درصد محاسبه شده است
ماهنامه اقتصاد ايران، شماره دي 1383، ص 71، "نرخ بيکاري در سال 1383 معادل 2/15 درصد محاسبه شده است
بانک مرکزي ايران، گزارش اقتصادي و ترازنامه، جلد اول، موازنه پرداختهاي کليه سالهاي بعد از انقلاب
سازمان مديريت و برنامه ريزي، برنامه شماره 99، توليد ناخالص داخلي در ربع قرن اخير، 19 دي 1383، ص 16
ماهنامه اقتصاد ايران، دي 1383، شماره 71، ص 85
بانک مرکزي ايران، گزارش اقتصادي و ترازنامه سال 1380 و نماگرهاي اقتصادي، شماره 37، سه ماهه دوم سال 1383
در فقر در ايران، مجموعه مقالات زير نظر دکتر فريبرز رييس دانا، دکتر شادي طلب، دکتر پيران، دکتر مهدي تقوي، غروي و نخجواني، "روند فقر در ايران دهه گذشته" تهران: 1379، ص 83-55
سازمان مديريت و برنامه ريزي، برنامه شماره 98، 13 دي 1383، درصد جمعيت زير خط فقر نسبي سال 1380 را 15 درصد ذکر کزده که معادل 10 ميليون نفر مي شود

فشار مسئولين حکومتي بر پدر منوچهر و اکبر محمدي

پدر دو دانشجوي زنداني منوچهر و اکبر محمدي به دنبال فشارهاي متعدد دستگاه حکومتي به خانواده ي او به ويژه پس از اخراج فرزند ديگر خانواده رضا محمدي از کار، و عزل رحمت الله محمدي از مسئوليت فرماندهي بدليل نسبت برادري با منوچهر و اکبر، سکته ي مغزي کرد. گفتني است که اين اخراج و عزل از مسئوليت که با تمام قوانين کاري و حقوق کارگري تضاد اساسي دارد تنها به اين بهانه بود که اين دو زحمت کش (به قول خودشان) خانواده اي ضد انقلاب دارند
بدنبال اين سکته ي مغزي، آقاي محمد محمدي اين پدر زجر ديده به بيمارستاني در آمل منتقل شد که بنا به تشخيص پزشکان به بيمارستاني در مرکز استان يعني ساري منتقل گرديد. متاسفانه با وجود تاکيد پزشکان به ادامه ي درمان در اين بيمارستان، چند نفر لباس شخصي از پزشکان خواستند که بدليل مسائل امنيت ملي، آقاي محمد محمدي از بيمارستان به منزل انتقال يابد. اين خواسته ي دستوري مامورين لباس شخصي که برخلاف تشخيص پزشکان بيمارستان مي باشد، زندگي محمد محمدي، پدر اين دو مبارز و زنداني سياسي را بشدت تهديد کرده است. اينک وضعيت ايشان بسيار حاد است و باز هم ياد آور مي شويم که نگهداري وي در بخش مراقبتهاي ويژه ي بيمارستاني مجهز از ضروريات زنده ماندن وي مي باشد
پرسش ما از مسئولين به اصطلاح پاسخگوي نظام اين است که قانونمندي و اسلام در ايران اسلامي چنين معنايي دارد که از مداواي يک پير مرد سالخورده و مريض فقط به اين دليل که پدر دوتن از مبارزين است جلوگيري نماييد؟! آنهم پدري که بيش از شش سال است که چشم براه بازگشت دو پسر دانشجويش از تهران است. براستي اگر براي او اتفاق ناگواري بيافتد، دستگاه حکومتي جمهوري اسلامي چه پاسخي خواهد داد؟
اتحاديه ملي دانشجويان و فارغ التحصيلان ايران ضمن هشدار به مسئولين اعلام ميکند که ادامه ي درمان آقاي محمد محمدي بايد در بيمارستان صورت گيرد و در غير اينصورت مسئوليت هرگونه اتفاقي که براي اين پير مرد فرتوت بيافتد با نظام جمهوري اسلامي ايران مي باشد

روابط عمومي اتحاديه ملي دانشجويان و فارغ التحصيلان ايران

٢.٣.٠٥

دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه لرستان از دانشگاه اخراج شد


12 اسفند 1383
خبرگزاري كار ايران
دبير انجمن دانشجويان دانشگاه اميركبير از اخراج حجت سلطاني، دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه لرستان از دانشگاه خبر داد. مهدي حبيبي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين خبر گفت: حجت سلطاني تحت تأثير فشارهاي سياسي خارج از دانشگاه و تحت عنوان مسائل آموزشي از دانشگاه اخراج شده است. وي با اشاره به اين مطلب كه سلطاني تاكنون بيش از صد واحد درس در مقطع كارشناسي ارشد را گذرانده است، مدعي شد: با توجه به وضعيت تحصيلي سلطاني، اخراج او با قوانين آموزش عالي مغايرت دارد اما حراست دانشگاه لرستان با حركت خودمختارانه، اين قضيه را پيگيري كرده است. وي ادامه داد: بايد اين مسأله به صورت جدي مورد بررسي قرار گيرد كه چرا در دولت آقاي خاتمي و وزارت علوم تحقيقات و فناوري منتسب به اين دولت، در مقابل اين‌‏گونه فشارها سكوت مي‌‏شود و حق اوليه يك دانشجو ضايع مي‌‏شود. حبيبي خاطر نشان كرد: در حالي كه وزارت علوم از فراهم كردن زمينه براي رسيدن يك دانشجو به بديهي‌‏ترين حقوق خود عاجز است، چگونه مي‌‏توان به ادامه اصلاح‌‏گري در كشور اميد داشت. دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه امير كبير با تأكيد بر اينكه وزارت علوم، تحقيقات و فناوري بايد در مقابل اين وضعيت پاسخ‌‏گو باشد، تصريح كرد: با چنين وضعيتي، چرا عده‌‏اي معتقد به دنبال كردن روند موجود هستند و چرا توقع همراهي مردم و دانشجويان را دارند

١.٣.٠٥

احمد باطبي،نمادآزاديخواهي ايرانيان

سوزان گرشوويتز
فصلنامه خاورميانه Middle East Quarterly
شماره زمستان /بيست و چهارم فوريه ٢٠٠٥

درهفتم جولاي ١٩٩٩ (شانزده تير ١٣٧٨) حکومت جمهوري اسلامي روزنامه معروف و محبوب سلام را توقيف کرد
عصر روزبعد (توضيح : تجمع دانشجويان عصر همان روز که پنج شنبه بود در کوي دانشگاه آغاز شد، آزادي بيان ) دانشجويان دانشگاه تهران براي تظاهرات آرامي در اعتراض به سانسور حکومت گرد آمدند. در ساعات اوليه صبح روز نهم جولاي شبه نظاميان متعصب که از سوي پليس پشتيباني مي شدندبه خوابگاه دانشجويان حمله کردند. بسياري را به شدت مجروح کردند و حداقل قتل يک نفر رسما تائيد شد.درروز هاي پس از آن دانشجويان درسراسر کشور به خيابان ها ريختند و براي دستيابي به آزادي و تعقيب قضايي مهاجمان تظاهرات کردند.اينترناشنال پرس از تهران گزارش داد: "دانشجويان آشکارا رژيم را در معرض سرنگوني قرار داده اند". نيويورک تايمزتيتر خود را چنين برگزيد:"درگيري خياباني ايرانيان با گروه فشارمتعصب به شدت ادامه دارد. هزاران دانشجوي ايراني خواستار سرنگوني آيت الله ها شدند."واشنگتن پست اظهار داشت:" مشهور ترين تصوير تظاهرکنندگان توسط مجله اکونوميست منتشر شده است" . روي جلد اين مجله عکس جوان بيست و يک ساله اي به نام احمد باطبي بود در حالي که پيراهن خوني هم کلاسي ش را به نشانگر وحشيگري مهاجمان بالا گرفته بود. پس از سرکوب اين جنبش ماموران حکومتي باطبي را دستگير کردند، کسي که اکونوميست از او به عنوان يک سمبل بالقوه براي جنبش آزاديخواهي ايرانيان ياد مي کند. او را به زندان مخوف اوين روانه کردند. باطبي در ابتدا به اتهام تخريب چهره حکومت اسلامي به اعدام محکوم شد.اين حکم مدتي بعد به پانزده سال زندان کاهش يافت
بدل شدن باطبي به قهرماني بي نظير بيشتر به شانس بستگي داشت تا نقشه قبلي، او در يک مرخصي به يک خبرنگار گفت: "چه بخواهم و چه نخواهم به عنوان نماينده جنبش دانشجويي در زندان هستم و من مجبورم اين مسووليت را تا جايي که توانايي داشته باشم به دوش بکشم.اما لحظه اي نيست که آرزو نکنم کاش آزاد بودم"مرخصي او زياد طول نکشيد زيرا بعد از اينکه او با بازرس سازمان ملل در امور حقوق بشر صحبت کرد ماموران اطلاعاتي او را به زندان باز گرداند(توضيح: باطبي پس از اين ملاقات در نزديکي دانشگاه تهران ربوده شد و به مدت دو هفته ناپديد بود،آزادي بيان)باطبي به شدت در زندان تحت شکنجه وآزار قرار گرفته است . شش هاي او آسيب ديده اند . بينايي و شنوايي اودر اثر ضربات ناشي از شکنجه آسيب ديده است. او در يک نامه سرگشاده در همان سال نود و نه اعتراض کرد:"آنها با پوتين هاي سربازي توي شکم وسر من مي کوبيدند . براي يک مدت طولاني سر مرا را توي توالت پر از مدفوع گرفتند به گونه اي که قادر به نفس کشيدن نبودم و مدفوع به داخل بيني و دهان من رفته بود". پس ازتحمل شکنجه هاي فراوان با اينکه او قبلا تا حدودي به مذهب گرايش داشت اعتقادات مدهبي خود را زير سوال برد: "من آموختم که بايد به خود متکي باشم و براي زنده مانده به هيچ قدرت ديگري اتکا نکنم
در همين حال جرج بوش رئيس جمهور امريکا حمايت خود را به طور علني از اصلاح طلبان اعلام کرده است . او در سخنراني خود در بنياد اعطاي دمکراسي (NED) در دسامبر ٢٠٠٣ گفت:"در ايران درخواست براي دمکراسي بسيار قوي و گسترده است .رژيم تهران بايد به خواسته هاي دمکراتيک مردم توجه نشان بدهد يا از ادعاي مشروعيت خود دست بردارد
تيم گلدمن سفير سوئيس در تهران کسي که بين سال هاي ٩٩تا ٢٠٠٤حافظ منافع امريکا در ايران بوده است ميگويد بين لفاظي و سياست عملي آمريکا تفاوتي آشکار وجود دارد. او حتي يک بار هم با اعلام نظر رسمي دولت آمريکا براي تقاضاي آزادي باطبي روبرو نشد
با اين حال همچنان در ايران اميد به تغييرات دمکراتيک وجود دارد. نيمي از جمعيت ايران بين پانزده تا بيست و چهار ساله هستند که بعد از انقلاب متولد شده اند و در نتيجه نمي توانند جنگ ميان ايران و عراق را به ياد بياورند . اين نسل تلويزيون هاي ماهواره اي به سوي تغييرات سينماتيک پيش مي رود . براي اين نسل باطبي در بند که تصاوير او در تمام تظاهراتي که براي دمکراسي برگزار ميشود ديده مي شود،نوعي اسطوره شده است.هر چند که واشنگتن هيچ تلاشي براي رهايي او به خرج نداده است

* توضيح: انتشار اين مقاله به معناي تائيد محتواي آن از سوي کميته پيگيري وضعيت احمد باطبي نيست

انتشار از: پيشروان آزادي بيان ايران
www.freebatebi.com



اصل گزارش در سايت آزادي بيان
http://www.freebatebi.com/index.php?subaction=showfull&id=1109462779&archive=&start_from=&ucat=&

اصل گزارش در سايتAmerican Enterprise Institute
http://www.aei.org/news/newsID.22022,filter.all/news_detail.asp

محمدرضا نسب عبداللهي دستگير شد

محمدرضا نسب عبداللهي نويسنده ی وبلاگ وب نگار امروز دوشنبه ۱٠ اسفند ماه دستگير و به زندان مرکزی رفسنجان انتقال يافت. در تاريخ ٦ اسفند ماه حکم محکوميت ايشان توسط دادگاه تجديد تائيد شد، اين روزنامه نگار به اتهام "نشر اکاذيب و توهين به مقام رهبری " به شش ماه حبس و يک ميليون ريال جريمه نقدی محکوم شده است

گزارشگران بدون مرز در اطلاعيه ٦ اسفند به اين حکم اعتراض و از افکار عمومي جهانيان خواسته بود که در اين باره قاطعانه واکنش نشان دهند. در اطلاعيه گزارشگران در اين باره اعلام شده بود " بايد در باره ی اين موج سرکوب اطلاع رساني گسترده ای را سازمان داد، همه رسانه ها به ويژه جامعه ی وبلاگ نويسان بايد از وضعيت زندانيان آرش سيگارچي، مجتبي سميعي نژاد، مجتبي لطفي سخن بگويند و مقامات جمهوری اسلامي را برای آزادی آنها تحت فشار قرار دهند
محمدرضا نسب عبداللهي از دانشجويان کوشنده برای پيشبرد دمکراسي و حقوق بشر در ايران است. وی همچنين مسئوليت انتشار نشريه ی دانشجويي "نقطه سر خط" را هم بر عهده داشته است. اين وبلاگ نويس برای انتشار نامه ای سرگشاده و انتقاد آميز خطاب به آيت اله خامنه ای رهبر حکومت اسلامي در وبلاگ وب نگار (www.iranreform.persianblog.com) و مصاحبه هايش با رسانه های فارسي زبان برون مرزی، محاکمه شده است. دادگاه تجديد نظر در ٥ بهمن ماه در پشت درهای بسته و بدون حضور وکيل مدافع تشکيل و حكم صادره از سوي شعبه چهار دادگاه تجديدنظر كرمان در تاريخ ٦ اسفند به محمدرضا نسب عبداللهي ابلاغ شده بود. بنا به گفته همسر ايشان آقای نسب عبداللهي ظهر امروز توسط ماموران انتظامي دستگير و به زندان مرکزی رفسنجان انتقال يافت

محمدرضا نسب عبداللهي نيز چون آرش سيگارچي که در ٤ اسفند به ۱٤ سال زندان محکوم شد، از سوی وزارت اطلاعات تحت تعقيب قرار گرفته است

يک وبلاگ نويس ديگر مجتبي سميعي نژاد و يک وب نگار معترض مجتبي لطفي در ايران زنداني هستند


گزارشگران بدون مرز يادآور می شود که

با دوازده روزنامه نگار زندانی، ايران بزرگ ترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه است

علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ايران ازجمله سي و شش رهبر و مقام دولتی در جهان است، که از سوی گزارشگران بدون مرز بعنوان دشمنان آزادی مطبوعات برگزيده شده است

مراسم بزرگداشت"فروغ فرخزاد" برگزار شد

رضا براهني: فروغ اولين زني است كه بر عليه نظام مرد سالار شوريد
پوران فرخزاد: ويژگي بارز شعرهاي فروغ صميمت عريان اوست
عنايت سميعي: شاعر عصر مدرن به آغاز فصل سرد نيز معتقد است

خبرگزاري كار ايران
مراسم بزرگداشت"فروغ فرخزاد" با دو هفته تاخير در انتشارات ايران جام با حضور تعداد بي‌‏شماري از شاعران نامدار، هنرمندان عرصه موسيقي، سينما، تئاتر و تلويزيون برگزار شد
به گزارش خبرنگار ادبي ايلنا، مراسم بزرگداشت فروغ فرخزاد با سرود" اي‌‏ايران" و پيام دكتر رضا براهني كه از كانادا به اين مراسم ارسال كرده بود آغاز شد. براهني در اين پيام تاكيد كرده: فروغ فرخزاد اولين زني است كه بر عليه نظام مرد سالار شوريد و بر مناسبات مرد سالارانه خانواده تاخت. فروغ سعي كرد كه خودش را قيد و بند روابطي كه بر جامعه مرد سالاري كه بر مبناي تاريخ مذكر شكل گرفته آزاد, و راهي مردانه براي خويش پيدا كند
هم چنين در ادامه اين پيام براهني به تاثير فروغ فرخزاد به شعر معاصر ايران اشاره كرده و فروغ را يكي از شاعران نو پرداز معاصر دانست كه بر بسياري از شاعران هم دوران و دوره‌‏هاي بعد ازخودتاثير گذاشته است. حتي او خود را نيز متاثراز فروغ دانست
براهني در ادامه اين پيام با اشاره به اقبالي كه پس از مرگ نصيب فروغ شد, يادآور شد: فروغ تنها شاعري بود كه مرگش تاثير شگرفي در معرفي و شهرت او داشت و اين موضوع را نمي‌‏توان به هيچ وجه ناديده گرفت
هم چنين در ادامه اين مراسم كاميار عابدي درباره تاثير خصوصيات شعري فروغ و نفوذ كلام او بر شاعران پس از خود سخن گفت و در ادامه تعدادي از سروده‌‏هاي پروين اعتصامي را با فروغ مقايسه كرد
در ادامه اين مراسم دكتر سيما وزيرنيا زبان‌‏شناس و پژوهشگر با اشاره به زنانگي در شعر فروغ فرخزادگفت: زبان شعر فروغ بسيار ساده و روان است و او مي‌‏تواند با اين زبان به راحتي با مخاطب ارتباط برقرار كند
وي در ادامه با اشاره به ذهن هندسي فروغ گفت: شكل هندسي ذهن او شبيه به مثلثي است كه بُعدهاي آن را"زندگي","عشق"و"مرگ" تشكيل مي‌‏دهند, عشق و زندگي در واقع مكمل هم هستند و هم چنين جاودانگي يكي ديگر از تم‌‏هاي شعر فروغ است
در ادامه اين مراسم" غلامحسين سالمي" سوگ سروده سهراب سپهري را كه براي فروغ سردوه بود خواند و پس از آن پوران فرخزاد با اشاره به تعدادي از اشعار فروغ كه درگذر زمان مهجور مانده‌‏اند گفت: اين شعرها بيشتر مورد توجه تعدادي از منتقدان آثار فروغ قرار گرفته‌‏است و براي كشف ديدگاه زندگي يك شاعر بايد به تمام ابعاد شعري او توجه كرد
وي در ادامه افزود: فروغ شاعري است كه خودش را در شعرش عريان مي‌‏كند, ويژگي بارز شعرهاي فروغ صميمت عريان اوست. فروغ اولين زني است كه تصوير مردي را كه دوست مي‌‏داشت در شعرش ترسيم كرد .البته در تاريخ ادبيات ما مردها نيز جرات ترسيم چهره معشوق خود را در شعرشان نداشته‌‏اند
فرخزاد با اشاره به تاريخ ادبيات ايران كه بيشتر شاعران مرد"شاهد باز" بوده‌‏اند افزود: بيشتر شاعران مرد شاهد باز بوده‌‏اند و ردپاي معشوق زن در شعرشان كم رنگ است. شاعران عارف نيز معتقد به جنس كامل بودند و زن را شايسته ستايش و عشق ورزي نمي‌‏دانستند
وي در ادامه سخنان خود يادآور شد: شاملو نيز از ميان شاعران مرد، تنها شاعري است كه تصوير معشوق‌‏اش را در شعرش ترسيم كرده‌‏است. از معشوق شاعران ديگر در شعرشان تنها نامي به ميان آمده‌‏است
در ادامه اين مراسم" عنايت سميعي" با اشاره به شعر" ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد"گفت: شاه واژه اين شعر زمان است و فروغ در اين شعر از مقوله زمان استفاده كاركردي چند گانه‌‏اي كرده‌‏است. زمان در شعر فروغ هم گذشته را در بر مي‌‏گيرد و هم به حال و آينده توجه دارد. زمان دروني در شعر فروغ از جهتي با بي‌‏زماني و از جهتي نيز با زمان تقويم در ارتباط است
وي در ادامه گفت: در شعر" ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد" زمان از گذشته به آينده مرتبط مي‌‏شود, او در اين شعر جنبه‌‏هاي مختلف زمان را واكاويي كرده‌‏است. زمان را در دست‌‏هاي يگانه‌‏ترين يار ويران مي‌‏كند و از دست‌‏هاي سيماني حرف مي‌‏زند
اين پژوهشگر ويژگي ديگر شعر فروغ را نوع نگاه او دانست و گفت: در شعر فروغ نگاه از انديشه سرچشمه مي‌‏گيرد و نوع نگاه و ديدن از ديدگاه او متفاوت است. شاعر در ساعت چهار از خواب روزمرگي بيدار مي‌‏شود و اين ساعت مقارن با دست‌‏هاي يار يگانه است. زمان معشوق را به خودآگاهي رسانده‌‏است. اما معشوق در اين لحظه تنها مي‌‏خواهد با شاعر همزاد پنداري كند
سميعي در ادامه گفت: فروغ در اين شعر به نوعي به خودآگاهي و پيش گويي دست يافته‌‏است و به رغم اين كه در كنار يار يگانه لحظات خوشي را سپري كرده‌‏است، اما از او موجودي اثيري نمي‌‏سازد؛ يار شاعر مثل معشوق شاملو آيدا نيست
وي در ادامه گفت: معشوق شاعر در اين شعر به زمان آگاهي دست نيافته‌‏است، پس بايد زير چرخ‌‏هاي زمان له شود. شاعر عصر مدرن ديگر به جاي اين كه مانند عصر كلاسيك صرفا آتش را پاس بدارد بلكه به" آغاز فصل سرد "نيز معتقد است وآن را پاس مي‌‏دارد
سميعي در پايان سخنان خود گفت: شعر "ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد" از حيث ساختار در چهار حوزه معنايي شكل گرفته است برخي معتقدند كه شعرهاي فروغ ضد ساختار هستند ولي فروغ ساختار شعرش را از خلاف آمد متداول مي‌‏سازد
در ادامه اين مراسم غلامحسين سالمي سوگ سرودي از "اخوان ثالث "را خواند و پس از آن ناهيد كبيري شعر بلندي را براي حاضران خواند و پس از آن "اسدالله امرايي "مترجم، شعري از فروغ را به زبان انگليسي كه توسط يكي از شاعران دو رگه ترجمه شده‌‏بودخواند
گفتني است در ادامه اين مراسم" فريده رازي" داستان نويس با اشاره به جنبه‌‏اي از شعر فروغ كه از نظر او تا به امروز از سوي منتقدان پنهان مانده‌‏است اشاره كرد وگفت: عرفان در شعر فروغ موج مي‌‏زند ولي متاسفانه روي اين موضوع تا به امروزي كاري صورت نگرفته‌‏است
در ادامه اين مراسم" مريم خراساني " گفت: تعاريف كليشه‌‏اي از شعر فروغ، تاويل‌‏هاي مسلط مردانه با اين تعريف كه شخصيت هويت و شعر فروغ از مجموعه‌‏هاي شعري اوليه اش "اسير"،" ديوار"،"عصيان" تا "تولدي ديگر" و "ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد "تكامل يافته و فروغ با "تولدي ديگر" از نو متولد شده‌‏است, آن هم تحت تاثير (معشوق مرد ادبي و فرهنگي)، مانع خوانش‌‏هاي مبتكرانه و خلاقانه و آزادي شعرهاي فروغ و دريافت‌‏ها و حس‌‏هاي تازه از اشعار او مي‌‏شود
وي در ادامه تصريح كرد: روايت صميمي زنانه از دنياي درون و بيرون، خود زندگي نوشت‌‏هايي كه از طريق آنها شاعر، نويسنده و دنياي آنان را مي‌‏شناسيم، ويژگي بسياري از آثار زمان است كه به رغم مردان نه ادبيات كه دفترچه خاطرات محسوب مي‌‏شوند
خراساني در ادامه گفت: شعر فروغ روايت زندگي دروني و بيروني او از" اسير" تا" ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد" رمان بلند سراسر زندگي‌‏اش از كودكي نوجواني تا سي‌‏سالگي اوست كه با شيوه‌ سيال ذهن و درهم ريختن زمان‌‏ها و مراكز متعدد روايتي و تكثر معناهايي روايت شده‌‏است
هم چنين در ادامه اين مراسم سوگ سرودم .آزاد براي فروغ توسط غلامحسين سالمي قرائت شد و پس از آن "علي شاه مولوي" به شعر خواني پرداخت پس از ان "ايليا ديانوش" با اشاره به مرگ فروغ گفت: مرگ فروع تاثير منحصر به فردي در مطرح شدن و معرفي شعر فروغ در ميان اقشار جامعه داشته‌‏. با اين‌‏كه مرگ فروغ مثل مرگ بسياري از شاعران و نويسندگان مشكوك نيست و او مثل هدايت خودكشي نكرده‌‏است ولي از معدود شاعراني است كه مرگش نيز در شهرت‌‏اش تاثير مثبت گذاشته‌‏است
هم چنين در ادامه مراسم محمود معتقدي گفت: اصولا در چشم اندازهاي شعر، فروغ حس حادثه و فرافكني قلمروهاي واقعه را به رفتارهاي اجتماعي انسان معاصر و درگير با زمانه خود پيوند مي‌‏زد و در اين ميان تصوير سهم فرواني را دارد
وي در ادامه با اشاره به مجموعه شعرهاي"ديوار"،" اسير"،" عصيان" كه خاستگاهي تراژيك و پر از موقعيت‌‏هاي تراژيك و گاه با صحنه رمانتيك دارند, گفت: :در اين مجموعه‌‏ها بوي عشق و ناكامي به مشام مي‌‏رسد. وقوع حادثه‌‏هاي انساني را به گونه‌‏اي آشنا و كمي ابتدايي مطرح مي‌‏كند كه به لحاظ سرنوشت تاريخي و زباني كه در اختيار داشت از چهارچوب شناخته شده شعر كلاسيك فراتر نمي‌‏رود
شاعر مجموعه" عشق هم چنان مي‌‏تازد" در ادامه گفت: فروغ در آن سال‌‏ها كه در فضاهايي كاملا محدود و كلاسيك گام مي‌‏زد توانست با گستاخي هر چه تمام بسياري از زوايايي ذهن مخاطب را به سمت نوعي شورش و آگاهي بكشاند اما همه اين كوشش‌‏ها از آن جهان بيني عرصه‌‏هاي واقعه به علت نگرش تاريخي دو ر و دورتر مي‌‏نمود
وي در ادامه گفت: دستمايه شعر فروغ در تولدي ديگر زندگي انسان مدرن است كه ابزار كار او قرار گرفته‌‏اند. او در اين شعرها مرزهاي حركت را شكست و جريان جديدي را در شعرش پديد آورد
گفتني است در پايان اين مراسم "حسين صفاري دوست" چند شعر براي شاعران قرائت كرد
پايان پيام

٢٨.٢.٠٥

سالروز درگذشت پیشوا ی نهضت ملی ایران

سالروز دکتر محمد مصدق با نزدیک شدن به ۱۴ اسفند بار دیگر تلاشها برای برقرار کردن مراسم سالروز درگذشت پیشوای نهضت ملی ایران جاوید نام, دکتر محمد مصدق در شهرهای گوناگون شروع شده است . همه ساله با وجود فشارهای فراوان بر مبارزین و آزادی خواهان ایران و تلاشهای بسیاری که شاهدیم از هر سو برای پاک کردن نام دکتر مصدق از صحنه سیاسی ایران انجام می شود ، با این وجود مراسم سالروز در مناطق مختلف کشور با شور بسیار به وسیله جوانان ایران زمین برقرار می شود به خصوص در قلعه احمد آباد ملک و جایگاه ابدی پیشوا که یاران و همرزمان پیشوا و شاکردان مکتب مصدق همه ساله در آنجا جمع می شوند و با یادی از وی و روزهای مبارزه ملی شدن صنعت نفت روحیه تازه ای برای مبارزه برای استقرار حاکمیت ملی ، عدالت اجتماعی می گیرند . از همه هم وطنان عزیز برای شرکت در مراسم سالروز دکتر مصدق دعوت به عمل می آوریم
دیدار ما ۱۴ اسفندماه قلعه احمد آباد

٢٧.٢.٠٥


Peter Benenson

Death of Amnesty International founder

Peter Benenson, the founder of the worldwide human rights organisation Amnesty International, died yesterday evening. He was 83.
Mr Benenson founded and inspired Amnesty International in 1961 first as a one-year campaign for the release of six prisoners of conscience. But from there came a worldwide movement for human rights and in its midst an international organisation -- Amnesty International -- which has taken up the cases of many thousands of victims of human rights violations and inspired millions to human rights defence the world round.
"Peter Benenson’s life was a courageous testament to his visionary commitment to fight injustice around the world," said Irene Khan, Secretary General of Amnesty International.
"He brought light into the darkness of prisons, the horror of torture chambers and tragedy of death camps around the world. This was a man whose conscience shone in a cruel and terrifying world, who believed in the power of ordinary people to bring about extraordinary change and, by creating Amnesty International, he gave each of us the opportunity to make a difference." "In 1961 his vision gave birth to human rights activism. In 2005 his legacy is a world wide movement for human rights which will never die.
"The one-year Appeal for Amnesty was launched on 28 May 1961, in an article in the British newspaper, The Observer, called "The Forgotten Prisoners". That appeal attracted thousands of supporters, and started a worldwide human rights movement.
The catalyst for the original campaign was Mr Benenson's sense of outrage after reading an article about the arrest and imprisonment of two students in a café in Lisbon, Portugal, who had drunk a toast to liberty.
In the first few years of Amnesty International's existence, Mr Benenson supplied much of the funding for the movement, went on research missions and was involved in all aspects of the organisation's affairs.
Other activities that Mr Benenson was involved in during his lifetime included; adopting orphans from the Spanish Civil War, bringing Jews who had fled Hitler's Germany to Britain, observing trials as a member of the Society of Labour Lawyers, helping to set up the organisation "Justice" and establishing a society for people with coeliac disease.
At a ceremony to mark Amnesty International's 25th anniversary, Mr Benenson lit what has become the organisation's symbol -- a candle entwined in barbed wire -- with the words:
"The candle burns not for us, but for all those whom we failed to rescue from prison, who were shot on the way to prison, who were tortured, who were kidnapped, who ‘disappeared’. That is what the candle is for."
Today Amnesty International is into its 44th year. It has become the world’s largest independent human rights organisation, with more than 1.8 million members and committed supporters worldwide.

NOTE TO EDITORS:

Mr Benenson died at 10.45pm on Friday 25 February 2005 in the John Radcliffe Hospital, Oxford. There will be no funeral service. There will be a private ceremony, for family members only. Amnesty International will be holding a public memorial service -- further details will be announced shortly.Further information on Peter Benenson is available from the Amnesty International: Press Office +44 20 7413 5566Duty Press Officer +44 7778 472 126 or +44 7795 628 315

٢٤.٢.٠٥

محکوميت حسن زارع زاده اردشیر به 7 سال زندان و 5 سال محرومیت

متن رای دادگاه حسن زارع زاده اردشیر
در خصوص اتهام آقای حسن زارع زاده اردشیر در باره ی اقدام علیه امنیت کشور با شرکت و عضویت در گروه اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان (گروه طبرزدی) و جبهه دمکراتیک (گروه خودساخته ی طبرزدی) در سالهای اخیر که بسیاری از درگیریها و خشونتهای خیابانی توسط این گروه و هوادارانش صورت گرفته است
اجتماع و تبانی با سایر گروهها و زیر گروههای اتحادیه از جمله کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی جهت برگزاری تجمعات غیر قانونی و درگیریهای خیابانی که متهم نقش اساسی و محوری در آنها داشته است
تبلیغ علیه نظام با تهیه و پخش اعلامیه علیه نظام و به نفع گروههای مخالف نظام و انتشار اخبار علیه نظام در سایتهای اینترنتی با توجه به محتویات پرونده اعم از تحقیقات مفصل انجام شده از سوی اطلاعات سپاه و نیز وزارت اطلاعات و همچنین اظهارات متهم و عدم دفاع موجه و سایر قراین و شواهد بر همکاری متهم محرز و مسلم است و دادگاه با توجه به اظهارات شفاهی متهم دایر بر اینکه قصد ادامه ی فعالیت را در جبهه دمکراتیک و گروه طبرزدی ندارد، وی را مستنداً به ماده ی 499 قانون مجازات اسلامی و رعایت ماده ی 47 قانون یادشده با توجه به سوابق متعدد (5 فقره پرونده) نامبرده را به 4 سال حبس تعزیری و به جهت اجتماع و تبانی جهت انجام اقداماتی علیه نظام به استناد ماده ی 610 قانون مجازات اسلامی به 2 سال حبس تعزیری محکوم می نماید. همچنین دادگاه متهم را به جهت تبلیغ علیه نظام و تعدد جرم در این ضمینه با رعایت ماده ی 47 قانون مجازات اسلامی و مستنداً به ماده ی 500 قانون یاد شده به 1 سال حبس تعزیری محکوم مینماید. همچنین دادگاه با توجه به وضعیت متهم وی را به استناد ماده 19 قانون مجازات اسلامی به عنوان تتمیم مجازاتهای یاد شده وی را به عنوان 5 سال از کلیه ی حقوق اجتماعی محروم مینماید
رای صادره حضوری محسوب و ظرف مهلت مقرر در قانون قابل اعتراض در دادگاههای تجدید نظر استان تهران می باشد.ایام بازداشت قبلی محسوب گردد
رییس شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی تهران

٢٣.٢.٠٥

Journalist und weblogger verurteilt zu 14 Jahren im Gefängnis

der Übersetzer: Behdad K.

Reporter ohne Ränder drückten Verbrechen nach Journalisten aus und weblogger Arash Sigarchi wurde zu 14 Jahren im Gefängnis am Februar 22 durch ein revolutionäres Tribunal in Gilan, der Nordiran verurteilt.
Die weltweite Pressefreiheit Organisation ersuchte um Präsidenten Mohammad Khatami, im Namen 28-year-old Sigarchi einzugreifen, das im Schutz da sein Anhalten am Januar 17 gewesen ist.
Die Organisation ersuchte auch um die Delegationen der Länder, die eine vorbereitende Sitzung in Genf vor dem Weltgipfel auf der Informationsgesellschaft (WSIS) sich sorgen um mit ihren iranischen Gegenstücken in Verbindung zu treten, um Freigabe Sigarchis zu verlangen.
"die Behörden versuchen, ein Beispiel von ihm zu bilden. Indem es hinunter diesen rauhen Satz gegen ein weblogger übergibt, ist ihr Ziel, Journalisten zu abraten und Internet-Benutzer online von sich ausdrücken oder vom In Verbindung treten mit fremden Mitteln, "es sagte.
"der iranische Präsident kann seine Hände von diesem durch sagend ihn nicht mehr waschen ist nicht verantwortlich für das Anhalten, da Sigarchi durch das Intelligenzministerium festgehalten wurde, das in der Theorie zum Staatsoberhaupt beantwortbar ist.
"er sollte folglich schnell eingreifen, um dieses weblogger aus Gefängnis heraus zu erhalten. Dann sollte es die Aufgabe der Delegationen sein, welche die UNO Konferenz sich sorgen, um diesen Satz öffentlich zu verurteilen. Wir ersuchen um sie, ihren Mut zu zeigen, indem wir, dass Freiheit des Ausdruckes am WSIS auf dem Spiel steht, "die gesagte Organisation demonstrieren.
Sigarchi, das seit Januar 17 im Lakan Gefängnis gehalten worden ist, Rashat, wurde für Spionage und das Beleidigen der Führer des Landes verurteilt, aber in der Wirklichkeit ist er für seine Arbeit als weblogger und Journalist und Beitragen zu amerikanischem Radiofarda eingesperrt worden. Die iranischen revolutionären Tribunale sollen nur auf Fällen hohen Verrates, Spionage oder Counter-revolutionarytätigkeit anordnen. Sie sollten nicht gewohntSEIN, Journalisten zu verurteilen.
Da iranisches Gesetz nicht einem Bürger erlaubt, für eine politische Handlung verurteilt zu werden, werden Konkurrenten des Regimes und Journalisten routinemäßig vom Sein Spione oder Feinde der Revolution beschuldigt.
Sigarchi, Herausgeber des täglichen Gylan Emroz, hat für die letzten drei Jahre Durchläufe ein politisches und kulturelles blog, www.sigarchi.com/blog, auf dem er manchmal das Regime kritisierte. Die Behörden hatten bereits Zugang zum Aufstellungsort innerhalb des Landes blockiert.
Er war vorher, am August 27 2004 festgehalten worden und gehalten worden für einige Tage für einen Artikel online bekanntgeben mit Fotos einer Demonstration in Tehran von den Familien der Gefangenen, die 1989 durchgeführt wurden. Seit damals hat er konstante Polizeibelästigung erlitten.
Das weblogger hatte vor kurzem die Belästigung der Journalisten verurteilt, die in einer Reihe von "Internet-Akte" Kästen festgehalten wurden (sehen Sie : http://www.rsf.org/article.php3 22#?id_article=12343), insbesondere die Mißhandlung litt durch seine Kollegen Shahram Rafihzadeh und Rozbeh MIR Ebrahimi.
Die letzte Anzeige auf seinem blog bezog auf dem asiatischen Südosttsunami, in dem er seine solidarität mit den Opfern ausdrückte und sagte, daß die iranischen Leute nicht sein konnten unmoved durch die Tragödie.
Ein anderes weblogger, Mojtaba Saminejad und ein cyberjournalist, Mojtaba Lofti, bleiben auch im Gefängnis (sehen Sie : http://www.rsf.org/article.php3 22#?id_article=12564).

٢١.٢.٠٥

ترجمه نوشته ای از امید معماریان

der Übersetzer : Behdad
Omid Memarian
Gehen Sie zurück zu normalem Leben! Kann Ich?

Während der letzten zwei Monate vor, habe ich versucht, zurück zu dem normalen Leben zu gehen. Aber wieder zu beginnen ist so hart. Dem apprehensively glauben kommt mit mir überall lässt mich nicht herum frei umziehen. Ich kann nicht die Lichter weg drehen und nachts schlafen. Silence bildet mich gesorgt. Jede fest eingestellte Stimme, bilden mich Angst. Nachdem ich vom Gefängnis freigegeben habe, versuche ich, optimist über das Leben zu sein. Aber ich erinnere mich an mein Leben in einer ernsten....jede-Nacht, die ich oben aus meinem Traum heraus durch einen woeful Versuch des Gedächtnisses....Ich beginne, optimist über die Zukunft zu sein. Aber ich fühle wirklich unsicher. Ich habe begonnen, wieder zu schreiben. Weil, es mein Leben ist. Mein Leben schreibt. Es ist nicht etwas wie Liebhaberei. Viele weithin bekannte Journalisten haben das Land während der letzten Jahre wegen alles anfallenden Drucks verlassen, der über ihrer Ausdauer gewesen sind.

Ich denke, dass niemand die psychologischen Effekte des Gefängnisses vergessen und lassen können. Ich bin dass überrascht, wie Leute wegen ihrer Denkenmethode leiden müssen? Am Anfang der dritten Jahrtausendfeier, wie wir die Mauer um die Gedanken können?
Es gibt viele Fragen... viele und viele....Ich morgens, versuche, Antworten zu finden... bin ich, nicht der erste und ich bin nicht das letzte....aber, dass wir versuchen können, um die Unkosten durch einen allgemeinen Bewusstseinsprozeß für die Gesellschaft zu erhöhen, um dieses schreckliche Leistungen zu vermeiden...!!!???

٢٠.٢.٠٥

محکوميت يکي از هواداران نهضت آزادي به ۱۰ سال زندان و تبعيد به زندان بندر عباس

يکي از هواداران نهضت آزادي به نام ابراهيم مومني به 10 سال زندان در زندان بندر عباس محکوم شد. وي که قبل از دستگيري از پرسنل سپاه بود حدود 4 سال پيش به اتهام جاسوسي بازداشت گرديد و پرونده وي ابتدا در دادگاه نظامي و پس از آن در شعبه 26 دادگاه انقلاب توسط قاضي حداد مورد رسيدگي قرار گرفت
ابراهيم مومني ضمن ابراز بي گناهي خود اعلام داشت که هيچ گاه مرتکب جاسوسي و خيانت به وطن نشده است و اين موضوع را دادگاه نظام بدرستي متوجه گرديده بود. از همين رو آناني که خواستار محکوميت من بودند پرونده مرا به شعبه 26 دادگاه انقلاب به نزد قاضي حداد بردند. چرا که وي حکم وزارت اطلاعات را (نه حکم دادگاه را) بدون چون و چرا و بدون کوچکترين مدرکي دال بر مجرميت بنده به من ابلاغ نمود.من تقاضا دارم تا پرونده ام در يک دادگاه مستقل و بي طرف مورد رسيدگي مجدد قرار گيرد

شيرين عبادی : حمله آمريکا، زمينه ساز سرکوب آزادی در ايران

شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل و حقوقدان ايرانی، سخنان مقامات آمريکايی درباره ايران را يادآور اظهارات آنان پيش از حمله به عراق دانسته و گفته است که چنين حمله ای زمينه سرکوب آزاديها در ايران را فراهم می کند و فاجعه بار خواهد بود.شيرين عبادی روز شنبه، 19 فوريه در مقاله ای برای روزنامه اينديپندنت نوشت: حمله به ايران به جای آزادی، فاجعه به بار خواهد آورد
خانم عبادی نوشت: اگرچه کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا اخيرا گفت که حمله به ايران فعلا در برنامه کار دولت ايالات متحده نيست اما سخنان جورج بوش، رئيس جمهور و معاونش، ديک چينی درباره امکان حمله ای از سوی اسرائيل عليه ايران دقيقا يادآور لفاظی های رهبران آمريکا پيش از حمله به عراق است
او پس از اشاره به آن بخش از سخنان خانم رايس که کارنامه حقوق بشر حکومت ايران را "منزجرکننده" خواند، نوشت: سياست آمريکا در خاورميانه و به ويژه در مورد ايران بيشتر به ترغيب و گسترش حقوق بشر استوار است. خانم عبادی ضمن تاييد اين هدف افزود: ولی برای طرفداران احترام به حقوق بشر در ايران، احتمال حمله نيروهای خارجی به خاک کشورشان نسخه ای به جز فاجعه برای آرمان آنان نخواهد بود
دور از وضع مطلوب
شيرين عبادی که از موسسين کانون مدافعان حقوق بشر در ايران است، در مقاله خود حقوق بشر در ايران را "خيلی دور از وضع
مطلوب" توصيف کرد و نوشت: نيروهای امنيتی، مدافعان حقوق بشر را می گيرند، زندانی می کنند و حتی شکنجه می دهند و مقامات مختلف، طرفداران جامعه مدنی و روزنامه نگاران را به دليل ابراز عقايدشان بازداشت می کنند و روزنامه ها و وبلاگهايشان را می بندند و زندانيان سياسی هم در سلولهايشان آب خنک می خورند
اما با وجود اين محدوديتها و سختی ها، به عقيده خانم عبادی، جامعه ايران حاضر به قبول سکوت نشده است و گفتگو و بحث در ميان آنها با علاقه و حرارت تمام ادامه دارد
خانم عبادی در مقاله خود، نتيجه مثبت اين مقاومت در مقابل ارعاب و تهديد را آزادی بيش از بيست وبلاگ نويس دانسته که به نوشته شيرين عبادی، پس از مبارزه و فعاليت نهادهايی مانند کانون مدافعان حقوق بشر و انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و غيره به دست آمد
خانم عبادی سپس به اهميت نقش سازمانهای بين المللی مانند سازمان ديده بان حقوق بشر در آزاد شدن وبلاگ نويسان اشاره کرد که به نظر او مقامات ارشد در دولت ايران را نيز به طرفداری از آزادی آنها برانگيخت
خانم عبادی پس از ذکر اهميت اين سازمانهای مستقل و فعال در درون ايران، نتيجه گرفت: "تهديد خارجی به مداخله نظامی در ايران، به عناصر مستبد در حکومت بهانه لازم را خواهد داد تا اين نهادها را سرکوب کنند." همانطور که به نوشته خانم عبادی، حمله عراق به ايران در اوايل دهه هشتاد ميلادی بهانه ای شد تا "تحت عنوان مبارزه با ستون پنجم يا عوامل خارجی، حکومت وقت مخالفان را سرکوب کند
شيرين عبادی، با محکوم کردن تهديدات نظامی، آمريکا را به "عوامفريبی" متهم کرد و دليل خود را "سکوت واشنگتن در مقابل موارد مختلف نقض حقوق بشر در عربستان سعودی، به ويژه عليه زنان" ذکر کرد
خانم عبادی در پايان مقاله اش نوشت: "احترام به حقوق بشر و پذيرش دموکراسی در هر جامعه ای بايد خودجوش و بومی باشد و چيزی نيست که به وسيله يک نيروی اشغالگر به ملتی آموخته شود
او در مورد ايران، تنها ثمره مداخله نظامی را "آسيب زدن به آرمان طرفداران حقوق بشر و دور کردن مردم از هدف" دانست