٣.٣.٠٥

فشار مسئولين حکومتي بر پدر منوچهر و اکبر محمدي

پدر دو دانشجوي زنداني منوچهر و اکبر محمدي به دنبال فشارهاي متعدد دستگاه حکومتي به خانواده ي او به ويژه پس از اخراج فرزند ديگر خانواده رضا محمدي از کار، و عزل رحمت الله محمدي از مسئوليت فرماندهي بدليل نسبت برادري با منوچهر و اکبر، سکته ي مغزي کرد. گفتني است که اين اخراج و عزل از مسئوليت که با تمام قوانين کاري و حقوق کارگري تضاد اساسي دارد تنها به اين بهانه بود که اين دو زحمت کش (به قول خودشان) خانواده اي ضد انقلاب دارند
بدنبال اين سکته ي مغزي، آقاي محمد محمدي اين پدر زجر ديده به بيمارستاني در آمل منتقل شد که بنا به تشخيص پزشکان به بيمارستاني در مرکز استان يعني ساري منتقل گرديد. متاسفانه با وجود تاکيد پزشکان به ادامه ي درمان در اين بيمارستان، چند نفر لباس شخصي از پزشکان خواستند که بدليل مسائل امنيت ملي، آقاي محمد محمدي از بيمارستان به منزل انتقال يابد. اين خواسته ي دستوري مامورين لباس شخصي که برخلاف تشخيص پزشکان بيمارستان مي باشد، زندگي محمد محمدي، پدر اين دو مبارز و زنداني سياسي را بشدت تهديد کرده است. اينک وضعيت ايشان بسيار حاد است و باز هم ياد آور مي شويم که نگهداري وي در بخش مراقبتهاي ويژه ي بيمارستاني مجهز از ضروريات زنده ماندن وي مي باشد
پرسش ما از مسئولين به اصطلاح پاسخگوي نظام اين است که قانونمندي و اسلام در ايران اسلامي چنين معنايي دارد که از مداواي يک پير مرد سالخورده و مريض فقط به اين دليل که پدر دوتن از مبارزين است جلوگيري نماييد؟! آنهم پدري که بيش از شش سال است که چشم براه بازگشت دو پسر دانشجويش از تهران است. براستي اگر براي او اتفاق ناگواري بيافتد، دستگاه حکومتي جمهوري اسلامي چه پاسخي خواهد داد؟
اتحاديه ملي دانشجويان و فارغ التحصيلان ايران ضمن هشدار به مسئولين اعلام ميکند که ادامه ي درمان آقاي محمد محمدي بايد در بيمارستان صورت گيرد و در غير اينصورت مسئوليت هرگونه اتفاقي که براي اين پير مرد فرتوت بيافتد با نظام جمهوري اسلامي ايران مي باشد

روابط عمومي اتحاديه ملي دانشجويان و فارغ التحصيلان ايران

٢.٣.٠٥

دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه لرستان از دانشگاه اخراج شد


12 اسفند 1383
خبرگزاري كار ايران
دبير انجمن دانشجويان دانشگاه اميركبير از اخراج حجت سلطاني، دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه لرستان از دانشگاه خبر داد. مهدي حبيبي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين خبر گفت: حجت سلطاني تحت تأثير فشارهاي سياسي خارج از دانشگاه و تحت عنوان مسائل آموزشي از دانشگاه اخراج شده است. وي با اشاره به اين مطلب كه سلطاني تاكنون بيش از صد واحد درس در مقطع كارشناسي ارشد را گذرانده است، مدعي شد: با توجه به وضعيت تحصيلي سلطاني، اخراج او با قوانين آموزش عالي مغايرت دارد اما حراست دانشگاه لرستان با حركت خودمختارانه، اين قضيه را پيگيري كرده است. وي ادامه داد: بايد اين مسأله به صورت جدي مورد بررسي قرار گيرد كه چرا در دولت آقاي خاتمي و وزارت علوم تحقيقات و فناوري منتسب به اين دولت، در مقابل اين‌‏گونه فشارها سكوت مي‌‏شود و حق اوليه يك دانشجو ضايع مي‌‏شود. حبيبي خاطر نشان كرد: در حالي كه وزارت علوم از فراهم كردن زمينه براي رسيدن يك دانشجو به بديهي‌‏ترين حقوق خود عاجز است، چگونه مي‌‏توان به ادامه اصلاح‌‏گري در كشور اميد داشت. دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه امير كبير با تأكيد بر اينكه وزارت علوم، تحقيقات و فناوري بايد در مقابل اين وضعيت پاسخ‌‏گو باشد، تصريح كرد: با چنين وضعيتي، چرا عده‌‏اي معتقد به دنبال كردن روند موجود هستند و چرا توقع همراهي مردم و دانشجويان را دارند

١.٣.٠٥

احمد باطبي،نمادآزاديخواهي ايرانيان

سوزان گرشوويتز
فصلنامه خاورميانه Middle East Quarterly
شماره زمستان /بيست و چهارم فوريه ٢٠٠٥

درهفتم جولاي ١٩٩٩ (شانزده تير ١٣٧٨) حکومت جمهوري اسلامي روزنامه معروف و محبوب سلام را توقيف کرد
عصر روزبعد (توضيح : تجمع دانشجويان عصر همان روز که پنج شنبه بود در کوي دانشگاه آغاز شد، آزادي بيان ) دانشجويان دانشگاه تهران براي تظاهرات آرامي در اعتراض به سانسور حکومت گرد آمدند. در ساعات اوليه صبح روز نهم جولاي شبه نظاميان متعصب که از سوي پليس پشتيباني مي شدندبه خوابگاه دانشجويان حمله کردند. بسياري را به شدت مجروح کردند و حداقل قتل يک نفر رسما تائيد شد.درروز هاي پس از آن دانشجويان درسراسر کشور به خيابان ها ريختند و براي دستيابي به آزادي و تعقيب قضايي مهاجمان تظاهرات کردند.اينترناشنال پرس از تهران گزارش داد: "دانشجويان آشکارا رژيم را در معرض سرنگوني قرار داده اند". نيويورک تايمزتيتر خود را چنين برگزيد:"درگيري خياباني ايرانيان با گروه فشارمتعصب به شدت ادامه دارد. هزاران دانشجوي ايراني خواستار سرنگوني آيت الله ها شدند."واشنگتن پست اظهار داشت:" مشهور ترين تصوير تظاهرکنندگان توسط مجله اکونوميست منتشر شده است" . روي جلد اين مجله عکس جوان بيست و يک ساله اي به نام احمد باطبي بود در حالي که پيراهن خوني هم کلاسي ش را به نشانگر وحشيگري مهاجمان بالا گرفته بود. پس از سرکوب اين جنبش ماموران حکومتي باطبي را دستگير کردند، کسي که اکونوميست از او به عنوان يک سمبل بالقوه براي جنبش آزاديخواهي ايرانيان ياد مي کند. او را به زندان مخوف اوين روانه کردند. باطبي در ابتدا به اتهام تخريب چهره حکومت اسلامي به اعدام محکوم شد.اين حکم مدتي بعد به پانزده سال زندان کاهش يافت
بدل شدن باطبي به قهرماني بي نظير بيشتر به شانس بستگي داشت تا نقشه قبلي، او در يک مرخصي به يک خبرنگار گفت: "چه بخواهم و چه نخواهم به عنوان نماينده جنبش دانشجويي در زندان هستم و من مجبورم اين مسووليت را تا جايي که توانايي داشته باشم به دوش بکشم.اما لحظه اي نيست که آرزو نکنم کاش آزاد بودم"مرخصي او زياد طول نکشيد زيرا بعد از اينکه او با بازرس سازمان ملل در امور حقوق بشر صحبت کرد ماموران اطلاعاتي او را به زندان باز گرداند(توضيح: باطبي پس از اين ملاقات در نزديکي دانشگاه تهران ربوده شد و به مدت دو هفته ناپديد بود،آزادي بيان)باطبي به شدت در زندان تحت شکنجه وآزار قرار گرفته است . شش هاي او آسيب ديده اند . بينايي و شنوايي اودر اثر ضربات ناشي از شکنجه آسيب ديده است. او در يک نامه سرگشاده در همان سال نود و نه اعتراض کرد:"آنها با پوتين هاي سربازي توي شکم وسر من مي کوبيدند . براي يک مدت طولاني سر مرا را توي توالت پر از مدفوع گرفتند به گونه اي که قادر به نفس کشيدن نبودم و مدفوع به داخل بيني و دهان من رفته بود". پس ازتحمل شکنجه هاي فراوان با اينکه او قبلا تا حدودي به مذهب گرايش داشت اعتقادات مدهبي خود را زير سوال برد: "من آموختم که بايد به خود متکي باشم و براي زنده مانده به هيچ قدرت ديگري اتکا نکنم
در همين حال جرج بوش رئيس جمهور امريکا حمايت خود را به طور علني از اصلاح طلبان اعلام کرده است . او در سخنراني خود در بنياد اعطاي دمکراسي (NED) در دسامبر ٢٠٠٣ گفت:"در ايران درخواست براي دمکراسي بسيار قوي و گسترده است .رژيم تهران بايد به خواسته هاي دمکراتيک مردم توجه نشان بدهد يا از ادعاي مشروعيت خود دست بردارد
تيم گلدمن سفير سوئيس در تهران کسي که بين سال هاي ٩٩تا ٢٠٠٤حافظ منافع امريکا در ايران بوده است ميگويد بين لفاظي و سياست عملي آمريکا تفاوتي آشکار وجود دارد. او حتي يک بار هم با اعلام نظر رسمي دولت آمريکا براي تقاضاي آزادي باطبي روبرو نشد
با اين حال همچنان در ايران اميد به تغييرات دمکراتيک وجود دارد. نيمي از جمعيت ايران بين پانزده تا بيست و چهار ساله هستند که بعد از انقلاب متولد شده اند و در نتيجه نمي توانند جنگ ميان ايران و عراق را به ياد بياورند . اين نسل تلويزيون هاي ماهواره اي به سوي تغييرات سينماتيک پيش مي رود . براي اين نسل باطبي در بند که تصاوير او در تمام تظاهراتي که براي دمکراسي برگزار ميشود ديده مي شود،نوعي اسطوره شده است.هر چند که واشنگتن هيچ تلاشي براي رهايي او به خرج نداده است

* توضيح: انتشار اين مقاله به معناي تائيد محتواي آن از سوي کميته پيگيري وضعيت احمد باطبي نيست

انتشار از: پيشروان آزادي بيان ايران
www.freebatebi.com



اصل گزارش در سايت آزادي بيان
http://www.freebatebi.com/index.php?subaction=showfull&id=1109462779&archive=&start_from=&ucat=&

اصل گزارش در سايتAmerican Enterprise Institute
http://www.aei.org/news/newsID.22022,filter.all/news_detail.asp

محمدرضا نسب عبداللهي دستگير شد

محمدرضا نسب عبداللهي نويسنده ی وبلاگ وب نگار امروز دوشنبه ۱٠ اسفند ماه دستگير و به زندان مرکزی رفسنجان انتقال يافت. در تاريخ ٦ اسفند ماه حکم محکوميت ايشان توسط دادگاه تجديد تائيد شد، اين روزنامه نگار به اتهام "نشر اکاذيب و توهين به مقام رهبری " به شش ماه حبس و يک ميليون ريال جريمه نقدی محکوم شده است

گزارشگران بدون مرز در اطلاعيه ٦ اسفند به اين حکم اعتراض و از افکار عمومي جهانيان خواسته بود که در اين باره قاطعانه واکنش نشان دهند. در اطلاعيه گزارشگران در اين باره اعلام شده بود " بايد در باره ی اين موج سرکوب اطلاع رساني گسترده ای را سازمان داد، همه رسانه ها به ويژه جامعه ی وبلاگ نويسان بايد از وضعيت زندانيان آرش سيگارچي، مجتبي سميعي نژاد، مجتبي لطفي سخن بگويند و مقامات جمهوری اسلامي را برای آزادی آنها تحت فشار قرار دهند
محمدرضا نسب عبداللهي از دانشجويان کوشنده برای پيشبرد دمکراسي و حقوق بشر در ايران است. وی همچنين مسئوليت انتشار نشريه ی دانشجويي "نقطه سر خط" را هم بر عهده داشته است. اين وبلاگ نويس برای انتشار نامه ای سرگشاده و انتقاد آميز خطاب به آيت اله خامنه ای رهبر حکومت اسلامي در وبلاگ وب نگار (www.iranreform.persianblog.com) و مصاحبه هايش با رسانه های فارسي زبان برون مرزی، محاکمه شده است. دادگاه تجديد نظر در ٥ بهمن ماه در پشت درهای بسته و بدون حضور وکيل مدافع تشکيل و حكم صادره از سوي شعبه چهار دادگاه تجديدنظر كرمان در تاريخ ٦ اسفند به محمدرضا نسب عبداللهي ابلاغ شده بود. بنا به گفته همسر ايشان آقای نسب عبداللهي ظهر امروز توسط ماموران انتظامي دستگير و به زندان مرکزی رفسنجان انتقال يافت

محمدرضا نسب عبداللهي نيز چون آرش سيگارچي که در ٤ اسفند به ۱٤ سال زندان محکوم شد، از سوی وزارت اطلاعات تحت تعقيب قرار گرفته است

يک وبلاگ نويس ديگر مجتبي سميعي نژاد و يک وب نگار معترض مجتبي لطفي در ايران زنداني هستند


گزارشگران بدون مرز يادآور می شود که

با دوازده روزنامه نگار زندانی، ايران بزرگ ترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه است

علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ايران ازجمله سي و شش رهبر و مقام دولتی در جهان است، که از سوی گزارشگران بدون مرز بعنوان دشمنان آزادی مطبوعات برگزيده شده است

مراسم بزرگداشت"فروغ فرخزاد" برگزار شد

رضا براهني: فروغ اولين زني است كه بر عليه نظام مرد سالار شوريد
پوران فرخزاد: ويژگي بارز شعرهاي فروغ صميمت عريان اوست
عنايت سميعي: شاعر عصر مدرن به آغاز فصل سرد نيز معتقد است

خبرگزاري كار ايران
مراسم بزرگداشت"فروغ فرخزاد" با دو هفته تاخير در انتشارات ايران جام با حضور تعداد بي‌‏شماري از شاعران نامدار، هنرمندان عرصه موسيقي، سينما، تئاتر و تلويزيون برگزار شد
به گزارش خبرنگار ادبي ايلنا، مراسم بزرگداشت فروغ فرخزاد با سرود" اي‌‏ايران" و پيام دكتر رضا براهني كه از كانادا به اين مراسم ارسال كرده بود آغاز شد. براهني در اين پيام تاكيد كرده: فروغ فرخزاد اولين زني است كه بر عليه نظام مرد سالار شوريد و بر مناسبات مرد سالارانه خانواده تاخت. فروغ سعي كرد كه خودش را قيد و بند روابطي كه بر جامعه مرد سالاري كه بر مبناي تاريخ مذكر شكل گرفته آزاد, و راهي مردانه براي خويش پيدا كند
هم چنين در ادامه اين پيام براهني به تاثير فروغ فرخزاد به شعر معاصر ايران اشاره كرده و فروغ را يكي از شاعران نو پرداز معاصر دانست كه بر بسياري از شاعران هم دوران و دوره‌‏هاي بعد ازخودتاثير گذاشته است. حتي او خود را نيز متاثراز فروغ دانست
براهني در ادامه اين پيام با اشاره به اقبالي كه پس از مرگ نصيب فروغ شد, يادآور شد: فروغ تنها شاعري بود كه مرگش تاثير شگرفي در معرفي و شهرت او داشت و اين موضوع را نمي‌‏توان به هيچ وجه ناديده گرفت
هم چنين در ادامه اين مراسم كاميار عابدي درباره تاثير خصوصيات شعري فروغ و نفوذ كلام او بر شاعران پس از خود سخن گفت و در ادامه تعدادي از سروده‌‏هاي پروين اعتصامي را با فروغ مقايسه كرد
در ادامه اين مراسم دكتر سيما وزيرنيا زبان‌‏شناس و پژوهشگر با اشاره به زنانگي در شعر فروغ فرخزادگفت: زبان شعر فروغ بسيار ساده و روان است و او مي‌‏تواند با اين زبان به راحتي با مخاطب ارتباط برقرار كند
وي در ادامه با اشاره به ذهن هندسي فروغ گفت: شكل هندسي ذهن او شبيه به مثلثي است كه بُعدهاي آن را"زندگي","عشق"و"مرگ" تشكيل مي‌‏دهند, عشق و زندگي در واقع مكمل هم هستند و هم چنين جاودانگي يكي ديگر از تم‌‏هاي شعر فروغ است
در ادامه اين مراسم" غلامحسين سالمي" سوگ سروده سهراب سپهري را كه براي فروغ سردوه بود خواند و پس از آن پوران فرخزاد با اشاره به تعدادي از اشعار فروغ كه درگذر زمان مهجور مانده‌‏اند گفت: اين شعرها بيشتر مورد توجه تعدادي از منتقدان آثار فروغ قرار گرفته‌‏است و براي كشف ديدگاه زندگي يك شاعر بايد به تمام ابعاد شعري او توجه كرد
وي در ادامه افزود: فروغ شاعري است كه خودش را در شعرش عريان مي‌‏كند, ويژگي بارز شعرهاي فروغ صميمت عريان اوست. فروغ اولين زني است كه تصوير مردي را كه دوست مي‌‏داشت در شعرش ترسيم كرد .البته در تاريخ ادبيات ما مردها نيز جرات ترسيم چهره معشوق خود را در شعرشان نداشته‌‏اند
فرخزاد با اشاره به تاريخ ادبيات ايران كه بيشتر شاعران مرد"شاهد باز" بوده‌‏اند افزود: بيشتر شاعران مرد شاهد باز بوده‌‏اند و ردپاي معشوق زن در شعرشان كم رنگ است. شاعران عارف نيز معتقد به جنس كامل بودند و زن را شايسته ستايش و عشق ورزي نمي‌‏دانستند
وي در ادامه سخنان خود يادآور شد: شاملو نيز از ميان شاعران مرد، تنها شاعري است كه تصوير معشوق‌‏اش را در شعرش ترسيم كرده‌‏است. از معشوق شاعران ديگر در شعرشان تنها نامي به ميان آمده‌‏است
در ادامه اين مراسم" عنايت سميعي" با اشاره به شعر" ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد"گفت: شاه واژه اين شعر زمان است و فروغ در اين شعر از مقوله زمان استفاده كاركردي چند گانه‌‏اي كرده‌‏است. زمان در شعر فروغ هم گذشته را در بر مي‌‏گيرد و هم به حال و آينده توجه دارد. زمان دروني در شعر فروغ از جهتي با بي‌‏زماني و از جهتي نيز با زمان تقويم در ارتباط است
وي در ادامه گفت: در شعر" ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد" زمان از گذشته به آينده مرتبط مي‌‏شود, او در اين شعر جنبه‌‏هاي مختلف زمان را واكاويي كرده‌‏است. زمان را در دست‌‏هاي يگانه‌‏ترين يار ويران مي‌‏كند و از دست‌‏هاي سيماني حرف مي‌‏زند
اين پژوهشگر ويژگي ديگر شعر فروغ را نوع نگاه او دانست و گفت: در شعر فروغ نگاه از انديشه سرچشمه مي‌‏گيرد و نوع نگاه و ديدن از ديدگاه او متفاوت است. شاعر در ساعت چهار از خواب روزمرگي بيدار مي‌‏شود و اين ساعت مقارن با دست‌‏هاي يار يگانه است. زمان معشوق را به خودآگاهي رسانده‌‏است. اما معشوق در اين لحظه تنها مي‌‏خواهد با شاعر همزاد پنداري كند
سميعي در ادامه گفت: فروغ در اين شعر به نوعي به خودآگاهي و پيش گويي دست يافته‌‏است و به رغم اين كه در كنار يار يگانه لحظات خوشي را سپري كرده‌‏است، اما از او موجودي اثيري نمي‌‏سازد؛ يار شاعر مثل معشوق شاملو آيدا نيست
وي در ادامه گفت: معشوق شاعر در اين شعر به زمان آگاهي دست نيافته‌‏است، پس بايد زير چرخ‌‏هاي زمان له شود. شاعر عصر مدرن ديگر به جاي اين كه مانند عصر كلاسيك صرفا آتش را پاس بدارد بلكه به" آغاز فصل سرد "نيز معتقد است وآن را پاس مي‌‏دارد
سميعي در پايان سخنان خود گفت: شعر "ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد" از حيث ساختار در چهار حوزه معنايي شكل گرفته است برخي معتقدند كه شعرهاي فروغ ضد ساختار هستند ولي فروغ ساختار شعرش را از خلاف آمد متداول مي‌‏سازد
در ادامه اين مراسم غلامحسين سالمي سوگ سرودي از "اخوان ثالث "را خواند و پس از آن ناهيد كبيري شعر بلندي را براي حاضران خواند و پس از آن "اسدالله امرايي "مترجم، شعري از فروغ را به زبان انگليسي كه توسط يكي از شاعران دو رگه ترجمه شده‌‏بودخواند
گفتني است در ادامه اين مراسم" فريده رازي" داستان نويس با اشاره به جنبه‌‏اي از شعر فروغ كه از نظر او تا به امروز از سوي منتقدان پنهان مانده‌‏است اشاره كرد وگفت: عرفان در شعر فروغ موج مي‌‏زند ولي متاسفانه روي اين موضوع تا به امروزي كاري صورت نگرفته‌‏است
در ادامه اين مراسم" مريم خراساني " گفت: تعاريف كليشه‌‏اي از شعر فروغ، تاويل‌‏هاي مسلط مردانه با اين تعريف كه شخصيت هويت و شعر فروغ از مجموعه‌‏هاي شعري اوليه اش "اسير"،" ديوار"،"عصيان" تا "تولدي ديگر" و "ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد "تكامل يافته و فروغ با "تولدي ديگر" از نو متولد شده‌‏است, آن هم تحت تاثير (معشوق مرد ادبي و فرهنگي)، مانع خوانش‌‏هاي مبتكرانه و خلاقانه و آزادي شعرهاي فروغ و دريافت‌‏ها و حس‌‏هاي تازه از اشعار او مي‌‏شود
وي در ادامه تصريح كرد: روايت صميمي زنانه از دنياي درون و بيرون، خود زندگي نوشت‌‏هايي كه از طريق آنها شاعر، نويسنده و دنياي آنان را مي‌‏شناسيم، ويژگي بسياري از آثار زمان است كه به رغم مردان نه ادبيات كه دفترچه خاطرات محسوب مي‌‏شوند
خراساني در ادامه گفت: شعر فروغ روايت زندگي دروني و بيروني او از" اسير" تا" ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد" رمان بلند سراسر زندگي‌‏اش از كودكي نوجواني تا سي‌‏سالگي اوست كه با شيوه‌ سيال ذهن و درهم ريختن زمان‌‏ها و مراكز متعدد روايتي و تكثر معناهايي روايت شده‌‏است
هم چنين در ادامه اين مراسم سوگ سرودم .آزاد براي فروغ توسط غلامحسين سالمي قرائت شد و پس از آن "علي شاه مولوي" به شعر خواني پرداخت پس از ان "ايليا ديانوش" با اشاره به مرگ فروغ گفت: مرگ فروع تاثير منحصر به فردي در مطرح شدن و معرفي شعر فروغ در ميان اقشار جامعه داشته‌‏. با اين‌‏كه مرگ فروغ مثل مرگ بسياري از شاعران و نويسندگان مشكوك نيست و او مثل هدايت خودكشي نكرده‌‏است ولي از معدود شاعراني است كه مرگش نيز در شهرت‌‏اش تاثير مثبت گذاشته‌‏است
هم چنين در ادامه مراسم محمود معتقدي گفت: اصولا در چشم اندازهاي شعر، فروغ حس حادثه و فرافكني قلمروهاي واقعه را به رفتارهاي اجتماعي انسان معاصر و درگير با زمانه خود پيوند مي‌‏زد و در اين ميان تصوير سهم فرواني را دارد
وي در ادامه با اشاره به مجموعه شعرهاي"ديوار"،" اسير"،" عصيان" كه خاستگاهي تراژيك و پر از موقعيت‌‏هاي تراژيك و گاه با صحنه رمانتيك دارند, گفت: :در اين مجموعه‌‏ها بوي عشق و ناكامي به مشام مي‌‏رسد. وقوع حادثه‌‏هاي انساني را به گونه‌‏اي آشنا و كمي ابتدايي مطرح مي‌‏كند كه به لحاظ سرنوشت تاريخي و زباني كه در اختيار داشت از چهارچوب شناخته شده شعر كلاسيك فراتر نمي‌‏رود
شاعر مجموعه" عشق هم چنان مي‌‏تازد" در ادامه گفت: فروغ در آن سال‌‏ها كه در فضاهايي كاملا محدود و كلاسيك گام مي‌‏زد توانست با گستاخي هر چه تمام بسياري از زوايايي ذهن مخاطب را به سمت نوعي شورش و آگاهي بكشاند اما همه اين كوشش‌‏ها از آن جهان بيني عرصه‌‏هاي واقعه به علت نگرش تاريخي دو ر و دورتر مي‌‏نمود
وي در ادامه گفت: دستمايه شعر فروغ در تولدي ديگر زندگي انسان مدرن است كه ابزار كار او قرار گرفته‌‏اند. او در اين شعرها مرزهاي حركت را شكست و جريان جديدي را در شعرش پديد آورد
گفتني است در پايان اين مراسم "حسين صفاري دوست" چند شعر براي شاعران قرائت كرد
پايان پيام

٢٨.٢.٠٥

سالروز درگذشت پیشوا ی نهضت ملی ایران

سالروز دکتر محمد مصدق با نزدیک شدن به ۱۴ اسفند بار دیگر تلاشها برای برقرار کردن مراسم سالروز درگذشت پیشوای نهضت ملی ایران جاوید نام, دکتر محمد مصدق در شهرهای گوناگون شروع شده است . همه ساله با وجود فشارهای فراوان بر مبارزین و آزادی خواهان ایران و تلاشهای بسیاری که شاهدیم از هر سو برای پاک کردن نام دکتر مصدق از صحنه سیاسی ایران انجام می شود ، با این وجود مراسم سالروز در مناطق مختلف کشور با شور بسیار به وسیله جوانان ایران زمین برقرار می شود به خصوص در قلعه احمد آباد ملک و جایگاه ابدی پیشوا که یاران و همرزمان پیشوا و شاکردان مکتب مصدق همه ساله در آنجا جمع می شوند و با یادی از وی و روزهای مبارزه ملی شدن صنعت نفت روحیه تازه ای برای مبارزه برای استقرار حاکمیت ملی ، عدالت اجتماعی می گیرند . از همه هم وطنان عزیز برای شرکت در مراسم سالروز دکتر مصدق دعوت به عمل می آوریم
دیدار ما ۱۴ اسفندماه قلعه احمد آباد

٢٧.٢.٠٥


Peter Benenson

Death of Amnesty International founder

Peter Benenson, the founder of the worldwide human rights organisation Amnesty International, died yesterday evening. He was 83.
Mr Benenson founded and inspired Amnesty International in 1961 first as a one-year campaign for the release of six prisoners of conscience. But from there came a worldwide movement for human rights and in its midst an international organisation -- Amnesty International -- which has taken up the cases of many thousands of victims of human rights violations and inspired millions to human rights defence the world round.
"Peter Benenson’s life was a courageous testament to his visionary commitment to fight injustice around the world," said Irene Khan, Secretary General of Amnesty International.
"He brought light into the darkness of prisons, the horror of torture chambers and tragedy of death camps around the world. This was a man whose conscience shone in a cruel and terrifying world, who believed in the power of ordinary people to bring about extraordinary change and, by creating Amnesty International, he gave each of us the opportunity to make a difference." "In 1961 his vision gave birth to human rights activism. In 2005 his legacy is a world wide movement for human rights which will never die.
"The one-year Appeal for Amnesty was launched on 28 May 1961, in an article in the British newspaper, The Observer, called "The Forgotten Prisoners". That appeal attracted thousands of supporters, and started a worldwide human rights movement.
The catalyst for the original campaign was Mr Benenson's sense of outrage after reading an article about the arrest and imprisonment of two students in a café in Lisbon, Portugal, who had drunk a toast to liberty.
In the first few years of Amnesty International's existence, Mr Benenson supplied much of the funding for the movement, went on research missions and was involved in all aspects of the organisation's affairs.
Other activities that Mr Benenson was involved in during his lifetime included; adopting orphans from the Spanish Civil War, bringing Jews who had fled Hitler's Germany to Britain, observing trials as a member of the Society of Labour Lawyers, helping to set up the organisation "Justice" and establishing a society for people with coeliac disease.
At a ceremony to mark Amnesty International's 25th anniversary, Mr Benenson lit what has become the organisation's symbol -- a candle entwined in barbed wire -- with the words:
"The candle burns not for us, but for all those whom we failed to rescue from prison, who were shot on the way to prison, who were tortured, who were kidnapped, who ‘disappeared’. That is what the candle is for."
Today Amnesty International is into its 44th year. It has become the world’s largest independent human rights organisation, with more than 1.8 million members and committed supporters worldwide.

NOTE TO EDITORS:

Mr Benenson died at 10.45pm on Friday 25 February 2005 in the John Radcliffe Hospital, Oxford. There will be no funeral service. There will be a private ceremony, for family members only. Amnesty International will be holding a public memorial service -- further details will be announced shortly.Further information on Peter Benenson is available from the Amnesty International: Press Office +44 20 7413 5566Duty Press Officer +44 7778 472 126 or +44 7795 628 315

٢٤.٢.٠٥

محکوميت حسن زارع زاده اردشیر به 7 سال زندان و 5 سال محرومیت

متن رای دادگاه حسن زارع زاده اردشیر
در خصوص اتهام آقای حسن زارع زاده اردشیر در باره ی اقدام علیه امنیت کشور با شرکت و عضویت در گروه اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان (گروه طبرزدی) و جبهه دمکراتیک (گروه خودساخته ی طبرزدی) در سالهای اخیر که بسیاری از درگیریها و خشونتهای خیابانی توسط این گروه و هوادارانش صورت گرفته است
اجتماع و تبانی با سایر گروهها و زیر گروههای اتحادیه از جمله کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی جهت برگزاری تجمعات غیر قانونی و درگیریهای خیابانی که متهم نقش اساسی و محوری در آنها داشته است
تبلیغ علیه نظام با تهیه و پخش اعلامیه علیه نظام و به نفع گروههای مخالف نظام و انتشار اخبار علیه نظام در سایتهای اینترنتی با توجه به محتویات پرونده اعم از تحقیقات مفصل انجام شده از سوی اطلاعات سپاه و نیز وزارت اطلاعات و همچنین اظهارات متهم و عدم دفاع موجه و سایر قراین و شواهد بر همکاری متهم محرز و مسلم است و دادگاه با توجه به اظهارات شفاهی متهم دایر بر اینکه قصد ادامه ی فعالیت را در جبهه دمکراتیک و گروه طبرزدی ندارد، وی را مستنداً به ماده ی 499 قانون مجازات اسلامی و رعایت ماده ی 47 قانون یادشده با توجه به سوابق متعدد (5 فقره پرونده) نامبرده را به 4 سال حبس تعزیری و به جهت اجتماع و تبانی جهت انجام اقداماتی علیه نظام به استناد ماده ی 610 قانون مجازات اسلامی به 2 سال حبس تعزیری محکوم می نماید. همچنین دادگاه متهم را به جهت تبلیغ علیه نظام و تعدد جرم در این ضمینه با رعایت ماده ی 47 قانون مجازات اسلامی و مستنداً به ماده ی 500 قانون یاد شده به 1 سال حبس تعزیری محکوم مینماید. همچنین دادگاه با توجه به وضعیت متهم وی را به استناد ماده 19 قانون مجازات اسلامی به عنوان تتمیم مجازاتهای یاد شده وی را به عنوان 5 سال از کلیه ی حقوق اجتماعی محروم مینماید
رای صادره حضوری محسوب و ظرف مهلت مقرر در قانون قابل اعتراض در دادگاههای تجدید نظر استان تهران می باشد.ایام بازداشت قبلی محسوب گردد
رییس شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی تهران

٢٣.٢.٠٥

Journalist und weblogger verurteilt zu 14 Jahren im Gefängnis

der Übersetzer: Behdad K.

Reporter ohne Ränder drückten Verbrechen nach Journalisten aus und weblogger Arash Sigarchi wurde zu 14 Jahren im Gefängnis am Februar 22 durch ein revolutionäres Tribunal in Gilan, der Nordiran verurteilt.
Die weltweite Pressefreiheit Organisation ersuchte um Präsidenten Mohammad Khatami, im Namen 28-year-old Sigarchi einzugreifen, das im Schutz da sein Anhalten am Januar 17 gewesen ist.
Die Organisation ersuchte auch um die Delegationen der Länder, die eine vorbereitende Sitzung in Genf vor dem Weltgipfel auf der Informationsgesellschaft (WSIS) sich sorgen um mit ihren iranischen Gegenstücken in Verbindung zu treten, um Freigabe Sigarchis zu verlangen.
"die Behörden versuchen, ein Beispiel von ihm zu bilden. Indem es hinunter diesen rauhen Satz gegen ein weblogger übergibt, ist ihr Ziel, Journalisten zu abraten und Internet-Benutzer online von sich ausdrücken oder vom In Verbindung treten mit fremden Mitteln, "es sagte.
"der iranische Präsident kann seine Hände von diesem durch sagend ihn nicht mehr waschen ist nicht verantwortlich für das Anhalten, da Sigarchi durch das Intelligenzministerium festgehalten wurde, das in der Theorie zum Staatsoberhaupt beantwortbar ist.
"er sollte folglich schnell eingreifen, um dieses weblogger aus Gefängnis heraus zu erhalten. Dann sollte es die Aufgabe der Delegationen sein, welche die UNO Konferenz sich sorgen, um diesen Satz öffentlich zu verurteilen. Wir ersuchen um sie, ihren Mut zu zeigen, indem wir, dass Freiheit des Ausdruckes am WSIS auf dem Spiel steht, "die gesagte Organisation demonstrieren.
Sigarchi, das seit Januar 17 im Lakan Gefängnis gehalten worden ist, Rashat, wurde für Spionage und das Beleidigen der Führer des Landes verurteilt, aber in der Wirklichkeit ist er für seine Arbeit als weblogger und Journalist und Beitragen zu amerikanischem Radiofarda eingesperrt worden. Die iranischen revolutionären Tribunale sollen nur auf Fällen hohen Verrates, Spionage oder Counter-revolutionarytätigkeit anordnen. Sie sollten nicht gewohntSEIN, Journalisten zu verurteilen.
Da iranisches Gesetz nicht einem Bürger erlaubt, für eine politische Handlung verurteilt zu werden, werden Konkurrenten des Regimes und Journalisten routinemäßig vom Sein Spione oder Feinde der Revolution beschuldigt.
Sigarchi, Herausgeber des täglichen Gylan Emroz, hat für die letzten drei Jahre Durchläufe ein politisches und kulturelles blog, www.sigarchi.com/blog, auf dem er manchmal das Regime kritisierte. Die Behörden hatten bereits Zugang zum Aufstellungsort innerhalb des Landes blockiert.
Er war vorher, am August 27 2004 festgehalten worden und gehalten worden für einige Tage für einen Artikel online bekanntgeben mit Fotos einer Demonstration in Tehran von den Familien der Gefangenen, die 1989 durchgeführt wurden. Seit damals hat er konstante Polizeibelästigung erlitten.
Das weblogger hatte vor kurzem die Belästigung der Journalisten verurteilt, die in einer Reihe von "Internet-Akte" Kästen festgehalten wurden (sehen Sie : http://www.rsf.org/article.php3 22#?id_article=12343), insbesondere die Mißhandlung litt durch seine Kollegen Shahram Rafihzadeh und Rozbeh MIR Ebrahimi.
Die letzte Anzeige auf seinem blog bezog auf dem asiatischen Südosttsunami, in dem er seine solidarität mit den Opfern ausdrückte und sagte, daß die iranischen Leute nicht sein konnten unmoved durch die Tragödie.
Ein anderes weblogger, Mojtaba Saminejad und ein cyberjournalist, Mojtaba Lofti, bleiben auch im Gefängnis (sehen Sie : http://www.rsf.org/article.php3 22#?id_article=12564).

٢١.٢.٠٥

ترجمه نوشته ای از امید معماریان

der Übersetzer : Behdad
Omid Memarian
Gehen Sie zurück zu normalem Leben! Kann Ich?

Während der letzten zwei Monate vor, habe ich versucht, zurück zu dem normalen Leben zu gehen. Aber wieder zu beginnen ist so hart. Dem apprehensively glauben kommt mit mir überall lässt mich nicht herum frei umziehen. Ich kann nicht die Lichter weg drehen und nachts schlafen. Silence bildet mich gesorgt. Jede fest eingestellte Stimme, bilden mich Angst. Nachdem ich vom Gefängnis freigegeben habe, versuche ich, optimist über das Leben zu sein. Aber ich erinnere mich an mein Leben in einer ernsten....jede-Nacht, die ich oben aus meinem Traum heraus durch einen woeful Versuch des Gedächtnisses....Ich beginne, optimist über die Zukunft zu sein. Aber ich fühle wirklich unsicher. Ich habe begonnen, wieder zu schreiben. Weil, es mein Leben ist. Mein Leben schreibt. Es ist nicht etwas wie Liebhaberei. Viele weithin bekannte Journalisten haben das Land während der letzten Jahre wegen alles anfallenden Drucks verlassen, der über ihrer Ausdauer gewesen sind.

Ich denke, dass niemand die psychologischen Effekte des Gefängnisses vergessen und lassen können. Ich bin dass überrascht, wie Leute wegen ihrer Denkenmethode leiden müssen? Am Anfang der dritten Jahrtausendfeier, wie wir die Mauer um die Gedanken können?
Es gibt viele Fragen... viele und viele....Ich morgens, versuche, Antworten zu finden... bin ich, nicht der erste und ich bin nicht das letzte....aber, dass wir versuchen können, um die Unkosten durch einen allgemeinen Bewusstseinsprozeß für die Gesellschaft zu erhöhen, um dieses schreckliche Leistungen zu vermeiden...!!!???

٢٠.٢.٠٥

محکوميت يکي از هواداران نهضت آزادي به ۱۰ سال زندان و تبعيد به زندان بندر عباس

يکي از هواداران نهضت آزادي به نام ابراهيم مومني به 10 سال زندان در زندان بندر عباس محکوم شد. وي که قبل از دستگيري از پرسنل سپاه بود حدود 4 سال پيش به اتهام جاسوسي بازداشت گرديد و پرونده وي ابتدا در دادگاه نظامي و پس از آن در شعبه 26 دادگاه انقلاب توسط قاضي حداد مورد رسيدگي قرار گرفت
ابراهيم مومني ضمن ابراز بي گناهي خود اعلام داشت که هيچ گاه مرتکب جاسوسي و خيانت به وطن نشده است و اين موضوع را دادگاه نظام بدرستي متوجه گرديده بود. از همين رو آناني که خواستار محکوميت من بودند پرونده مرا به شعبه 26 دادگاه انقلاب به نزد قاضي حداد بردند. چرا که وي حکم وزارت اطلاعات را (نه حکم دادگاه را) بدون چون و چرا و بدون کوچکترين مدرکي دال بر مجرميت بنده به من ابلاغ نمود.من تقاضا دارم تا پرونده ام در يک دادگاه مستقل و بي طرف مورد رسيدگي مجدد قرار گيرد

شيرين عبادی : حمله آمريکا، زمينه ساز سرکوب آزادی در ايران

شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل و حقوقدان ايرانی، سخنان مقامات آمريکايی درباره ايران را يادآور اظهارات آنان پيش از حمله به عراق دانسته و گفته است که چنين حمله ای زمينه سرکوب آزاديها در ايران را فراهم می کند و فاجعه بار خواهد بود.شيرين عبادی روز شنبه، 19 فوريه در مقاله ای برای روزنامه اينديپندنت نوشت: حمله به ايران به جای آزادی، فاجعه به بار خواهد آورد
خانم عبادی نوشت: اگرچه کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا اخيرا گفت که حمله به ايران فعلا در برنامه کار دولت ايالات متحده نيست اما سخنان جورج بوش، رئيس جمهور و معاونش، ديک چينی درباره امکان حمله ای از سوی اسرائيل عليه ايران دقيقا يادآور لفاظی های رهبران آمريکا پيش از حمله به عراق است
او پس از اشاره به آن بخش از سخنان خانم رايس که کارنامه حقوق بشر حکومت ايران را "منزجرکننده" خواند، نوشت: سياست آمريکا در خاورميانه و به ويژه در مورد ايران بيشتر به ترغيب و گسترش حقوق بشر استوار است. خانم عبادی ضمن تاييد اين هدف افزود: ولی برای طرفداران احترام به حقوق بشر در ايران، احتمال حمله نيروهای خارجی به خاک کشورشان نسخه ای به جز فاجعه برای آرمان آنان نخواهد بود
دور از وضع مطلوب
شيرين عبادی که از موسسين کانون مدافعان حقوق بشر در ايران است، در مقاله خود حقوق بشر در ايران را "خيلی دور از وضع
مطلوب" توصيف کرد و نوشت: نيروهای امنيتی، مدافعان حقوق بشر را می گيرند، زندانی می کنند و حتی شکنجه می دهند و مقامات مختلف، طرفداران جامعه مدنی و روزنامه نگاران را به دليل ابراز عقايدشان بازداشت می کنند و روزنامه ها و وبلاگهايشان را می بندند و زندانيان سياسی هم در سلولهايشان آب خنک می خورند
اما با وجود اين محدوديتها و سختی ها، به عقيده خانم عبادی، جامعه ايران حاضر به قبول سکوت نشده است و گفتگو و بحث در ميان آنها با علاقه و حرارت تمام ادامه دارد
خانم عبادی در مقاله خود، نتيجه مثبت اين مقاومت در مقابل ارعاب و تهديد را آزادی بيش از بيست وبلاگ نويس دانسته که به نوشته شيرين عبادی، پس از مبارزه و فعاليت نهادهايی مانند کانون مدافعان حقوق بشر و انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و غيره به دست آمد
خانم عبادی سپس به اهميت نقش سازمانهای بين المللی مانند سازمان ديده بان حقوق بشر در آزاد شدن وبلاگ نويسان اشاره کرد که به نظر او مقامات ارشد در دولت ايران را نيز به طرفداری از آزادی آنها برانگيخت
خانم عبادی پس از ذکر اهميت اين سازمانهای مستقل و فعال در درون ايران، نتيجه گرفت: "تهديد خارجی به مداخله نظامی در ايران، به عناصر مستبد در حکومت بهانه لازم را خواهد داد تا اين نهادها را سرکوب کنند." همانطور که به نوشته خانم عبادی، حمله عراق به ايران در اوايل دهه هشتاد ميلادی بهانه ای شد تا "تحت عنوان مبارزه با ستون پنجم يا عوامل خارجی، حکومت وقت مخالفان را سرکوب کند
شيرين عبادی، با محکوم کردن تهديدات نظامی، آمريکا را به "عوامفريبی" متهم کرد و دليل خود را "سکوت واشنگتن در مقابل موارد مختلف نقض حقوق بشر در عربستان سعودی، به ويژه عليه زنان" ذکر کرد
خانم عبادی در پايان مقاله اش نوشت: "احترام به حقوق بشر و پذيرش دموکراسی در هر جامعه ای بايد خودجوش و بومی باشد و چيزی نيست که به وسيله يک نيروی اشغالگر به ملتی آموخته شود
او در مورد ايران، تنها ثمره مداخله نظامی را "آسيب زدن به آرمان طرفداران حقوق بشر و دور کردن مردم از هدف" دانست

١٩.٢.٠٥

چند بيانيه در خصوص اعتصاب غذای چند تن از زندانيان سياسی زندان رجائی شهر

پيام به زندانيان سياسی زندان رجائی شهر
شنبه اول اسفند ١٣٨٣ – ١۹ فوريه ٢٠٠۵دوستان عزيز ! اکنون چند هفته‌ از اعتصاب غذای شما برای به دست آوردن حقوق اوليه‌تان
مي‌گذرد، و پژواک اعتراضتان به شرايط غيرانساني‌ی زندان‌های جمهوری اسلامي، مرزها را درنورديده و موج عظيمی از همدردی و همبستگی افکار عمومی جهانيان را با شما عزيزان، و همزمان اعتراض گسترده آنان را به نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامي، بر انگيخته است.از ابتدای حرکت قهرمانانه شما در شرايط دشوار زندان‌های جمهوری اسلامي، ما نيز مقاومت‌تان را ستوده‌ايم و همراه و پشتيبان خواسته‌هاي‌تان بوده‌ايم و همچنان به طرح خواسته‌های شما نزد نهادها و مراجع بين‌المللی دفاع از حقوق بشر مي‌پردازيم، و به جهانيان اعلام مي‌کنيم که مسئوليت آسيب‌های جسمی و روحی تاکنون و آينده شما عزيزان بر عهده حاکمان ضد آزادی رژيم اسلامی است.اينک، همزمان با پشتيبانی مجدد از خواسته‌های بحق‌تان، از شما اميدهای فردای ايران تقاضا داريم که به اعتصاب غذاي‌تان پايان دهيد. چرا که همه آزادي‌خواهان ايران سخت نگران سلامت شما هستند. ما به شما اطمينان می دهيم که افکار عمومی ايران و جهان پشتيبان شماست و اميدواريم فشار افکار عمومی در ايران و کشورهای ديگر، مسئولان جمهوری اسلامی را وادار سازد که به خواست‌های برحق شما تن دهند
شورای هماهنگی جمهورى خواهان دمكرات و لائيك18 فوريه 2005
--------------------------------
خورشید دراسارت هم خورشیداست
ای حماسه آفرینان، ای شیران دربند، ای آزادگان سلحشور، رزمتان پیروز، راهتان پررهروودشمنانتان زبون باد.هیچ جای شگفتی وتعجب نیست که جباران حاکم وانسان ستیزان سیه دل وروسپیان زر و زور تعدادی ازشریف ترین وباغیرت ترین وپاکترین فرزندان این سرزمین را به جرم آزادی خواهی وتضاد فکری با حضرات وبه جرم سخن گفتن که ازابتدایی ترین حقوق هرانسانی است، درکنار تبه کاران وجانیان محبوس سازند.هیچ جای تعجب نیست رژیمی که خودعامل فساد و مصداق بارزمفسدفی العرض می باشد، هرروزبه بها نه های واهی تعدادی ازهموطنبا ن ما را به دارآویخته ویا سنگسار کند.جای بسی تاسف است که سازمانها حقوق بشری بویژه کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، چشم خود را به روی این همه جنایات بسته وهرازگاهی تنها با محکوم نمودن رژیم وظیفه خود را اتمام شده تلقی می نماید. آیا وجدان بشریت به خواب رفته ویا ملت ایران را بشر به حساب نمی آورند؟ آیا زمان تصمیم قاطع برای نقض حقوق بشردرایران فرانرسیده است؟غریب به یک ماه است تعدادی از زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر به علت شرایط بد زندانها و همبند بودن با جانیان و تبه کاران دست به اعتصاب غذا زده اند که حال چند تن از آنان وخیم و بیم آن میرود که جانشان به مخاطره بی افتد. اتحادیه ی کارگران ایران همبستگی خود را با این عزیزان اعلام نموده و خواهان شکستن اعتصاب غذای این مبارزان میباشد، و به سردمداران حاکم هشدار میدهیم که مسئول جان تمام زندانیان سیاسی بوده و چنانچه برای هریک از این عزیزان اتفاقی بی افتد کارگران آرام ننشسته و عامران و عاملان باید منتظر عواقب شدید آن باشند
شورای مرکزی اتحادیه ی کارگری ایران1/12/1383

١٨.٢.٠٥

اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي : توصيه های وب نگاران معترض و وبلاگ نويسان

اطلاعيه گزارشگران بدون مرز
نشست مقدماتي اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي در تاريخ ٢٩ بهمن در ژنو گشايش يافت. گزارشگران بدون مرز در اين اجلاس به
همراهي هيئت نمايندگي از وب نگاران معترض و وبلاگ نويسان جهان شرکت کرده است. گزارشگران بدون مرز مي خواهد سرکوبي را که برخي از کشورهاي شرکت کننده در اين اجلاس اعمال مي کنند، با حضور کاربراني که قربانيان اصلي اين سياست سانسور هستند، نمايان کند و پنج پيشنهاد در باره ی آزادی بيان بر روی شبکه اينترنت را به همگان ارايه کند
هيئت نمايندگي گزارشگران بدون مرز در اين اجلاس عبارتند از
2003از کشور تونس ( کشوری که ميزبان مرحله ی دوم اجلاس خواهد بود) زوهير يحيوی - وی از ٤ ژوئن 2002 تا 18 نوامبر
برای نماياندن تصويری از بن علي رئيس جمهور تونس در سايت اش (Tunezine.com)در زندان بسر برده است. يحيوی برنده جايزه ی اينترنت آزاد گزارشگران بدون مرز در سال 2003 است
از کشور مالديو ابراهيم لطفي پناهنده سياسي که در سويس زندگي مي کند. وی برای همکاری با يک بولتن خبری که به وسيله ای ميل پخش مي شد و به نقض حقوق بشر در کشور اعتراض مي کرد، در ژانويه 2002 دستگير و در مي 2003 موفق به فرار از زندان شد.
از کشور چين کای شونگو استاد فلسفه و مخالف سياسي که در بعد از رويداد های ميدان تيان ان من مجبور به فرار از کشور شد. وی متخصص در زمينه ی سانسور بر روی شبکه اينترنت در چين است
از کشور ايران جي بخت – عضو کانون وبلاگ نويسان ايران- مقيم کشور انگلستان است و برای آزادی وب لاگ نويسان زنداني و رفع سانسور و مسدود کردن اينترنت که توسط مسئولان ايران اعمال مي شود مبارزه مي کند
پنج توصيه ی گزارشگران بدون مرز برای آزادی بيان در اينترنت
١- تمام قوانين مربوط به گردش اطلاعات بر روی اينترنت بايد بر اساس اصل آزادی بيان تعريف شده در ماده ١٩ اعلاميه جهاني حقوق بشر باشند
٢- فقط کاربر اينترنت مي تواند تصميم بگيرد به کدام اطلاعات بر روی اينترنت دسترسي داشته باشد. هر گونه مسدود سازی بر روی شبکه ی اينترنت، چه به وسيله دولت و چه خدامات دهندگان خصوصي غير قابل پذيرش است. در اين رابطه سيستم های مسدودگر جز با اجازه ی کاربر و در حد اتصال شخصي نمي توانند نصب شوند. هر سياست مسدود کننده بالاتر از اين اتصال چه در سطح ملي و چه حتا محلي، ناقض اصل آزادی گردشگری اطلاعات است
٣- اتخاذ تصميم برای تعطيل کردن يک سايت، حتا سايتي غير قانوني به هيچ عنوان نبايد توسط شرکت ميزباني سايت و يا ديگر بخش های خدمات دهنده و فني انجام گيرد. فقط يک قاضي در دادگاهي عادلانه و صلاحيت دار مي تواند دستور توقيف سايتي را صادر کند. بنا بر اين يک شرکت خدمات دهنده و فني اينترنت از نظر حقوقي و مدني برای ميزباني از سايتي با محتوای غير مجاز نبايد مسئول شناخته شود. مگر آنکه از اجرای حکم قضايي دادگاهي صالحه و مستقل سرپيچي کرده باشد
٤- صلاحيت قضايي يک دولت در امور حقوقي و مدني فقط و بطور ويژه در مورد مضامين ميزباني شده در حيطه ی سرزميني خود قابل اجرا و تنها شامل حال کاربران آن سرزمين است
٥- انتشارگران بر روی شبکه اينترنت و از جمله وبلاگ نويسان و مسئولان سايت های شخصي بايد از همان منزلت و حمايت هايي که از روزنامه نگاران حرفه ای مي شود، بهره مند شوند. چرا که آنها نيز همچون روزنامه نگاران آزادی بنياديني را پاس مي دارند : آزادی بيان