١٠.٣.٠٥


Brüssel

Iranische Passagiere besetzen Brüssel Fläche

BRÜSSEL (Reuters) -
eine Gruppe Passagiere des iranischen Ursprunglehnte ab, von einer Fläche am Brüssel Flughafen am Donnerstag in einem Protest gegen die Regierung in Tehran auszuschiffen.
Die 59 unbewaffneten Passagiere sprachen mit den Behörden, Polizeisprecherin Els gesagtes Cleemput, nach anderen Passagieren und Mannschaft nach links der Lufthansa Flug vonFrankfurt und vom Piloten sperrte die Fläche.
"wir wünschen den europäischen Anschluß die islamischen Führer vom Iran entfernen. Wir möchten die Mullas von der Energie entfernen,"Armin Atashgar, ein Protester auf dem Flug, Reuters durchbewegliches Telefon erklärt vom Flugzeug.
Atashgar, das ihn sagte, hielt einen belgischen Pass, addierte, dass er und seine Mitprotesters nicht das Flugzeug lassen würden, bis sie mit einem Mitglied des Europäischen Parlaments gesprochen hatten. Er addierte, dass es Kinder und schwangere Frauen auf dem Flugzeuggab, aber gesagt es keine Waffen gab und die Stimmung ruhig und Safe war.
Fernsehen RTL Belgiens sagte, dass die Gruppe iranischemonarchists waren und der Polizei eine Aussage übergeben hatten,die über europäische Anschlußrelationen mit der islamischen Republik protestiert.
Das EU vermittelt, um zu versuchen, Teheran zu überzeugen, empfindliche Kernarbeit welches ihm helfen könnte eine, Bombe zuproduzieren, in der Rückkehr für Handel und Sicherheit Nutzen zubeschränken.
"Sie haben alle erhaltenen europäischen Pässe, aber sie sind vermutlich die ganze iranischer Ursprung," gesagtes Cleemput. "sie haben definitiv politische Motive."
Ein Lufthansa Wortführer sagte die Fläche, ein Boeing 737, war imFlughafen Zaventem Brüssels um 2 P.M. auf Zeitplan mit 103 Passagieren und Mannschaft gelandet.
Polizei sagte, dass die Protesters Nahrung abgelehnt hatten.
Flugverkehr fuhr fort, wie Normal Brüssel am nationalen Flughafen und an einer anderen Fläche in der folgenden Bucht wurde ankoppelnlassen und die Behördensäge keine Drohung von den Protestersanzeigte.
(zusätzlicher Bericht durch Quentin Webb in Brüssel und in PhilBlenkinsop in Berlin)

Reuters 2005. Alle Rechte vorbehalten.

Anti-Tehran Protesters halten Brüssel Fläche 50 Iraner, die Freiheit Liede, Nachfrage EU-ENDANPASSUNG singen

der Übersetzer: Behdad K.

Durch Art Moore
© 2005 WorldNetDaily.com

Ungefähr 50 iranische Aktivisten halten einen Protest auf einem Flugzeug am Brüssel Flughafen und suchen, Köpfe deseuropäischen Anschlußes zu überzeugen Teherans,Kleriker-führendes islamisches Regime unterzubringen zu stoppen.
Die Aktivisten, die ablehnen, einen Lufthansa Flug von Frankfurtauszuschiffen, sind im Zelle Telefonkontakt mit einem iranischen Gelehrten und einem Aktivisten in London, dass eine Fernsehapparatstation aus seinem Haus heraus laufen läßt, Frood Fouladvand.
Die Protesters, entsprechend Fouladvand, singen: "wir sind dieKuriere des Friedens. Wir sind gegen globalen Terrorismus. Wirentfernen das bösartige Terroristregime der Mullas."
Das Boeing 737 kam im Flughafen Zaventem Brüssels bei 2 P.M. derlokalen Zeit mit 103 Passagieren und Mannschaft an.
VEREINIGTE STAATEN iranischer Aktivist Banafsheh Zand-Bonazzi,der im Telefonkontakt mit Fouladvand ist, WorldNetDaily denProtesters erklärt wünschen ein international überwachtesReferendum, das den iranischen Leuten ermöglichen würde, ihrefolgende Form der Regierung zu wählen.
Zand-Bonazzi sagte, daß die Protesters konstitutionellemonarchists, einiges von miteinschließen, wem Unterstützung dasspäte shah.
Sie beharrt, daß sie nicht sein sollten delegitimized als "Bündelcrazies, das ist, wie das islamische Regime spinnt dieses."
"diese sind heroische Iranier, die ihre Eingeweide in ihren Händengenommen haben," sie sagten. "alle Aktivisten, ob konstitutionellemonarchists oder Sucher einer Republik, hinter alles stehen, dassie tun."
Zand-Bonazzi glaubt, daß Iranier wünschen weltlich demokratischZustand, nicht ein "reformistisches" Regime, wie vom PräsidentenMohammad Khatami befürwortet, führt der, sagte sie, einfach dieWünsche der Ajatollahs durch.
"dieses ist das erste einer Reihe Konfrontationen mit demeuropäischen Anschluß," gesagtes Zand-Bonazzi. "sie sind immerruhig und respektvoll, aber die Führer von Europa müssen jetztzurücktreten."
Der erste Auftrag des Geschäfts, sagte sie, ist, damit Europa dieTerroristdrohung erkennt, die durch das iranische Regime aufgeworfenwird.
"[ die Mullas ] kann sagen, daß sie nach den VEREINIGTEN STAATEN unddem Israel sind, aber sie nach einem weltlichen und demokratischenLebensstil, der Europa miteinschließt," gesagtes Zand-Bonazzisind.
Die Protesters sind mündlich durch Belgian Behörden mißbrauchtworden und beschuldigt worden vom Überfallen, entsprechendZand-Bonazzi.
Sie behält bei, jedoch tun die Aktivisten nichts aber Singensiranische Freiheit Hymnen und Bittens, mit den BRITISCHEN,französischen und deutschen Repräsentanten des europäischenAnschlußes zu sprechen.
Mitglieder der Mittel werden nicht auf der Fläche erlaubt.

تهران ـ گرامي داشت خاطره مجاهدان شهيد در دانشگاه علامه

روزنامه « جمهوري اسلامي» در شماره امروز خود به اجتماع دانشجويان دانشگاه علامه به شدت حمله كرد به خصوص به اين دليل كه دانشجويان از شهيدان مجاهدين تجليل كرده خواستار لغو قانون اساسي شده اند، به آنها لجن پراكني كرد
به گزارش اين روزنامه، يكي از عوامل رژيم گفت:« در برنامه اي علني و غيرعلني با نشان دادن عكس هاي منافقين از آن ها به عنوان شهيد ياد مي شود و نظام را به مرده اي تشبيه مي كنند و از دانشجويان مي خواهند كه با برداشتن حجاب خود عليه اين مرده شورش كنند.» روزنامه جمهوري اسلامي در شماره امروز خود(چهارشنبه 19 اسفند) با اشاره به آنچه « تحركات عناصر مشكوك در دانشگاه علامه طباطبايي» توصيف مي كرد، خبر داد كه در مراسم افتتاحيه كانوني در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي كه در روزهاي شنبه و يكشنبه , 15 و 16 اسفند در اين دانشگاه برگزار شد , ضمن گرامي داشت «ياد كشته شدگان منافقين » ... « به عدم رسيدگي به وضعيت قبور آنها » اعتراض كردند.
در گزارش روزنامه جمهوري اسلامي آمده است:« در اين برنامه كه شركت كنندگان آن با وضعيتي بسيار زننده حضور داشتند ضمن تاكيد بر لغو قانون اساسي و دعوت از دانشجويان و مردم به آشوب و شورش , مسئولان اين كانون غير قانوني خواستار برگزاري رفراندوم در تمام مسائل كشور شدند» اين روزنامه هم چنين به واكنش عوامل رژيم آخوندي در برابر اين مراسم اشاره كرده و مي نويسد: «جمعي از دانشجويان دانشگاه هاي تهران اعلام كرده اند كه در اعتراض به اين حركت مرموز و وقيحانه كه با حمايت و كوتاهي برخي از مسئولان دانشگاه انجام مي شود , امروز با حضور در نمازخانه ساختمان مركزي دانشگاه علامه طباطبايي وبرگزاري نماز ظهر و عصر خواهان پاسخگويي مسئولان دانشگاه ورسيدگي قاطع و برخورد با متخلفان خواهند شد». جمهوري اسلامي مي نويسد:« در پي حرمت شكني و اجراي برنامه هاي ضدديني در روزهاي گذشته در دانشگاه علامه طباطبايي كه در آن برنامه ها ضمن توهين به احكام نوراني دين مبين اسلام , عده اي به ظاهر دانشجو خواستار برچيده شدن حجاب و لغو قانون اساسي و ايجاد آشوب در كشور شده بودند , جمعي از دانشجويان دانشگاه هاي تهران با تجمع در نمازخانه ساختمان مركزي دانشگاه علامه طباطبائي خواستار برخورد مسئولان كشور با جريان منحرف و ضد ديني در اين دانشگاه شدند
به نوشته اين روزنامه رژيم در واكنش خود قسمتهايي از وصيت نامه خميني دجال را براي يكديگر قرائت كرده اند. يكي از عوامل رژيم در اين تجمع گفت:« جرياناتي در معاونت فرهنگي دانشگاه نفوذ كرده اند و يكي از افراد معلوم الحال را كه در سال 79 در دانشكده علوم اجتماعي صراحتا به رئيس جمهور اهانت كرده بود را مسئول تئاتر دانشگاه گذاشته اند تا هرچه مي خواهد بگويد. … وي افزود : دانشگاه علامه طباطبايي پاتوق امن اپوزيسيون و دشمنان اسلام شده است و از مسئولان دانشگاه سئوال داريم كه چه برخوردي با تخلفات قبلي اين گروه صورت گرفته است و چطور شده كه اپوزيسيون نظام جرات پيدا كرده است كه در اين دانشگاه به صورت علني و آشكارا به تبليغ منافقين و دشمنان ملت مي پردازد. وي خاطرنشان كرد : در برنامه اي علني و غيرعلني با نشان دادن عكس هاي منافقين از آن ها به عنوان شهيد ياد مي شود و نظام را به مرده اي تشبيه مي كنند و از دانشجويان مي خواهند كه با برداشتن حجاب خود عليه اين مرده شورش كنند. …براساس اين گزارش چند تن از دانشجويان با اشاره به موافقت مسئولان دانشگاه با طرح رفراندوم درباره نظام در دانشگاه علامه اين سئوال را از رئيس دانشگاه مطرح كردند : آقاي نجفقلي حبيبي آيا حاضر هستيد كه در بين اساتيد و دانشجويان دانشگاه علامه رفراندومي در مورد مديريت شما طرح شود تا معلوم شود كه حتي 5 درصد هم راي نمي آوريد
در پايان اين مراسم حجت الاسلام فاطمي نيا مسئول نهاد نمايندگي رهبر معظم انقلاب در دانشگاه علامه طباطبايي با حضور در اين تجمع اعتراض آميز ضمن حمايت از معترضين و بيان همدردي با دانشجويان طي سخناني نسبت به عدم رسيدگي مسئولان دانشگاه به تخلفات قبلي برخي افراد و گروه ها در اين دانشگاه , اظهار تاسف كرد و گفت : وقتي كه در دانشگاه علامه بحث رفراندوم را مطرح كردند من گفتم كه دانشگاه از بيت المال كمك مالي و امكانات نكند

٩.٣.٠٥

پیام دوتن از مبارزین زندانی (مهندس حشمت الله طبرزدی و منوچهر محمدی) خطاب به ملت ایران

ملت آگاه و بزرگ ایران
با درودهای فراوان
همانگونه که خود شاهد هستید، روند حوادث شتاب گرفته و در آستانه ی تحولات مهم به نفع انتقال مسالمت آمیز قدرت از حاکمیت انحصاری و غیر دمکراتیک به نمایندگان واقعی ملت قرار گرفته ایم. همین امر، موجب شده است تا گروههای اپوزسیون به قصد تشکیل آلترناتیو و نیروی جایگزین، دست به ائتلاف بزنند که امید است این روند تکامل یابد و ما نیز حمایت خود را از این امر اعلام می داریم
همچنین در وضعیت حساس کنونی، نیاز به همدلی بیشتر بین همه ی گروههای جمهوری خواه و مشروطه خواه احساس می شود. مدارای سیاسی و تحمل نظرات دیگران و گذشت در امور غیر مهم به قصد ایجاد ائتلاف و همدلی، شرط پیروزی در وضعیت موجود است
از سوی دیگر کار ویژه ی رسانه های عمومی و تلویزیونها و رادیوهای ماهواره ای به منظور آگاهی بخشی و تقویت انسجام درونی در بین مردم و مبارزین، بر کسی پوشیده نیست. به همین دلیل تقویت بنیانهای این رسانه ها به ویژه از لحاظ مالی از اهمیت زیادی بر خوردار است
جای تاسف است که رسانه ای همچون ان ای تی وی که یکی از پر بیننده ترین و وزین ترین رسانه های ماهواره ایست که در چند سال گذشته در حمایت از مبارزه تلاش کرده است در این شرایط حساس بدلیل کمبود مالی قطع گردد و یا دیگر تلویزیونهای سنگین و وزین سیاسی در حال خاموش شدن باشد. بنابر این جای آن دارد که در این دوره ی تعیین کننده، با همدلی، همبستگی و کمک به یکدیگر در داخل و خارج، گام نهایی را برداشته و این مسیر پر خطر را با مسالمت و سلامت بپیماییم
زنده باد آزادی- بر قرار باد دمکراسی- گسسته باد زنجیر استبداد روزنامه نگار زندانی مهندس حشمت الله طبرزدی (مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده ی پیام دانشجو) و دانشجوی زندانی منوچهر محمدی
ایران/ تهران/ زندان اوین/ بند 350/ 17/ اسپند/ 1383

در تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل در ژنو شرکت کنيم

سارا دهکردی - شهره بديعی – مازيار دهکردی اعضای خانواده نوری دهکردی، قربانی ترور در ميکونوس
مارس 2005 – ساعت 14:00
ترور همچون بسياری اشکال ديگر نقض حقوق بشر، پديده شوم همزاد با جمهوری اسلامی ايران، همواره نه فقط در ايران که هر آنجايی که ايرانيان دگرانديش حضور داشته اند قربانی گرفته است.صد ها مورد ترور در داخل و خارج از ایران طی سالهای عمر این نظام شاهد این مدعا هستند. هم امروز وجود ده ها زندانی سیاسی و عقیدتی که بعضا به دلیل تعلقات فکری و سازمانی خود در سلول های مرگ به سر میبرند نشانگر ادامه نقض گسترده حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران است. ما همسر، فرزند و برادر نوری دهکردی، قربانی ترور در میکونوس برلین به دادخواهی عزیزمان که آمران قتل او را در میان رهبران جمهوری اسلامی ایران میبینیم، در تجمع پانزدهم مارس، ساعت 14:00 در مقابل دفتر سازمان ملل در ژنو
که به همت "فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی" برگزار می شود شرکت کرده و از تمامی هم میهنان دعوت میکنیم که از خواسته های ما مبنی بر
یک- محکومیت نقض حقوق بشر درجمهوری اسلامی ایران
دو- فرستادن گزارشگر ویژه حقوق بشر به ایران
سه-استقرار نظارت دایمی بر وضعیت حقوق بشر در ایران
حمایت کنند
هفتم مارس 2005
-----------------------------------------------------------------------------------------------
سه شنبه ١٨ اسفند ١٣٨٣ – ٨ مارس ٢٠٠۵
گستردگی نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ايران هر روز ابعاد نوينی به خود ميگيرد و امروز عملا همه افراد جامعه ايران به طريقی محروميت از حقوق انسانی خود را تجربه ميکنند. در اين بين اما روشنفکران، نويسندگان، دگرانديشان و تمامی کسانی که فعالانه در جهت تغيير وضع موجود تلاش کرده اند بيشترين آسيبها را تحمل کرده و ميکنند. محمد مختاری و محمد جعفر پوينده در قتلهای زنجيره ای پاييز 1377 جان خود را در راه دفاع از آزادی انديشه و بيان از دست دادند. ناصر زرافشان که وکالت خانواده های اين نويسندگان قربانی را به عهده داشت به دليل حق طلبی و پيگيری شجاعانه خود در راه افشای حقايق اين پرونده، در زندان اوين به سر ميبرد. ما فرزندان اين سه آزادانديش از همه انسانهای آزاده ميخواهيم تا با شرکت خود در تجمع پانزدهم مارس، ساعت 14:00 در مقابل دفتر سازمان ملل در ژنو (place des Nations) که به همت "فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالي" برگزار می شود شرکت کرده و از خواسته های ما مبنی بر 1- محکوميت نقض حقوق بشر درجمهوری اسلامی ايران 2- فرستادن گزارشگر ويژه حقوق بشر به ايران 3- استقرار نظارت دايمی بر وضعيت حقوق بشر در ايران حمايت کنيد
ششم مارس 2005
نازنين پوينده – زويا زرافشان – سهراب مختاری

مردم ايران آزادی انتخاب نمایندگان خود را ندارند


مصاحبه9 مارس شيرين عبادی دراومانيته
یک. مردم ايران از دل انقلاب و جنگ بيرون آمده اند و از خشونت خسته اند. آنها می‌خواهند وضع را به گونه ای مسالمت اميز تغيير دهند. همه بحث در ايران بر محور دمكراسی و ضرورت آنست، حتی مسئله سلاح اتمی. فرانسه هم بمب اتمی دارد اما كسی در جهان از آن نمی‌ ترسد، زيرا دمكراسی درآن حاكم است و مردم تصميم می‌گيرند. 2- اگر خاتمی دو لايحه ای را كه برای اصلاح قوانين انتخابات رييس جمهوری و مجلس درنظر داشت به موقع ارائه داده بود، من يقين دارم در راهی كه در پيش گرفته بود موفقيت بيشتری يافته بود. اما او آنها را بسيار دير مطرح كرد. 3- آخرين پايه های استقلال "كانون وكلای ايران" را می‌خواهند از بين ببرند و من از همه همكارانم در سراسرجهان تقاضا ياری دارم


شیرين عبادی دارنده جايزه صلح نوبل، وكيل دعاوی و مبارز حقوق بشر در يك مصاحبه كه در پاريس با وی انجام شد به سئوالات چنين پاسخ داد
الويت شما در مبارزه برای حقوق زنان چيست؟
حقوق زنان مسئله تمام بشريت است. حقوق زنان و دمكراسی دو كفه يك ترازو هستند. هرقدر حقوق زنان بيشتر رعايت شود دمكراسی پيشرفته تر خواهد بود. متاسفانه برخی كشورها از جمله ايران برابری حقوق زن و مرد را نمی‌ پذيرند. هرچند 63 درصد دانشجويان در ايران دختران جوان هستند. اما از انقلاب به اينسو بسياری قوانين تبعيض آميز همچنان وجود دارد. شهادت دو زن برابر يك مرد است. يك مرد مسلمان ايرانی می‌تواند چهار زن داشته باشد. ديه حيات يك زن در غرامات ناشی از حوادث نيم مرد است. بايد برای تغيير قوانين خانواده مبارزه كرد كه براساس آنها زنان تحت فرمان پدر، شوهر و برادران خود محسوب می‌شوند. زنان ايرانی دربرابر اين قوانين به جد ايستاده اند و جنبش زنان وسيعا پيشرفت كرده است. زمان و مبارزه، مقامات ايران را وادار خواهد كرد اصول بديهی برابری زن و مرد را بپذيرند زيرا هرگونه تبعيض، جامعه را به خطر خواهد انداخت

بخش مهمی از مردم در آخرين انتخابات های ايران شركت نكردند. از جنبش اصلاح طلبی جه چيز باقی مانده؟ آيا هنوز آينده ای دارد؟
جنبش اصلاحات به رييس جمهور خاتمی خلاصه نمی‌ شود. اصلاح طلب بودن يعنی آنكه مردم از وضعيت خود راضی نيستند و می‌خواهند آن را تغيير دهند. در 26 سال گذشته مردم ايران يك انقلاب و هفت سال جنگ با عراق را پشت سر گذاشته اند. به همين دليل از خشونت خسته ايم و می‌خواهيم وضع را به گونه ای مسالمت اميز تغيير دهيم. اگر يك فرد يا گروه نتواند به وعده‌های انتخاباتی خود برای اصلاحات جامه عمل بپوشاند به معنای آن نيست كه مردم از اصلاحات صرفنظر كرده اند. رييس جمهور خاتمی موفق به اجرای وعده های خود نشد. اگر او دو لايحه ای را كه برای اصلاح قوانين انتخابات رييس جمهوری و مجلس درنظر داشت به موقع ارائه داده بود، من يقين دارم در راهی كه در پيش گرفته بود موفقيت بيشتری يافته بود. اما او آنها را بسيار دير مطرح كرد. شورای نگهبان جلوی پيشنهاد‌های او را گرفت و خاتمی مجبور شد طرح های خود را پس گيرد

آيا خطر اتمی ايران واقعا وجود دارد؟
من بر ضرورت دمكراسی برای امنيت جهانی تاكيد می‌كنم. فرانسه هم سلاح اتمی دارد اما كسی بدليل وجود اين سلاح ها از فرانسه نمی‌ ترسد. يك دولت دمكراتيك ولو به سلاح اتمی دسترس داشته باشد تهديدی بين المللی محسوب نمی‌ شود. خلاصه همه چيز به دمكراسی بستگی دارد. تنها معيار سنجش ما احترام يك كشور به دمكراسی است. اين خود شامل چندين محور است. مهمترين آنان آزادی انتخاب نمايندگان مردم است. در ايران بموجب قانونی كه - برخلاف قانون اساسی- تاييد شده است مردم ايران دارای چنين حق انتخابی نيستند. نامزدهای مجلس يا رييس جمهوری بايد قبلا توسط شورای نگهبان تاييد شوند. وقتی اين حق بنيادين گزينش آزادانه نمايندگان مردم وجود ندارد بايد گفت كه دمكراسی لطمه ديده است. نخستين گام به سوی دمكراسی همچنين آزادی بيان است. در ايران بيش از 90 روزنامه و مجله بسته شده اند و شمار كثيری از روزنامه نگاران و نويسندگان زندانی هستند

آيا شما نامزد رييس جمهوری هستيد؟
من قصد ورود به سياست را ندارم و می‌خواهم صرفا يك فعال حقوق بشر باشم

شما اخيرا نسبت به خطرهايی كه استقلال كانون وكلای ايران را تهديد می‌كند هشدار داده ايد. وضع چگونه است؟
پيش از انقلاب كانون وكلا فعالانه برای حقوق بشر مبارزه می‌كرد. بسياری از خانواده‌های زندانيان سياسی در اعتراض به دستگيری خودسرانه بستگان خود در محل آن تجمع می‌كردند. دو سال پس از انقلاب كانون وكلا تطعيل شد و قوه قضاييه يكی از كاركنان خود را بعنوان مدير آن تعيين كرد. در آن زمان بخش مهمی از وكلا زندانی يا ناگزير از تبعيد شدند. تا چندين سال كاركنان وزارت دادگستری كانون وكلا را اداره می‌كرند. بدنبال مبارزه طولانی وكلا سرانجام هيئت مديره جديدی انتخاب شد. اما مقامات ايرانی استقلال آن را محدود كرده و قانونی گذراندند كه بموجب آن مركزی در قوه قضاييه بايد صلاحيت نامزدهای مديريت كانون وكلا را تاييد كند. اين ديوان صلاحيت بسياری از نامزدها از جمله من را رد كرد. گفته شد كه من صلاحيت حضور در هيئت مديره كانون وكلای ايران را ندارم. اما اين كانون به هر حال وجود دارد. ضمنا در ايران دو نوع وكيل وجود دارد. گروه اول آنانی هستند كه از كانون وكلا مجوز گرفته‌اند و عليرغم همه اينها مستقل هستند. گروه دوم وابسته به وزارت دادگستری هستند و بايد مجوز خود را هر ساله تمديد كنند. واضح است كه اين گروه دوم هيچ استقلالی در دفاع از منافع موكلان خود ندارند. اكنون قوه قضاييه به اين محدوديت‌ها اكتفا نكرده و اخيرا بطور تقريبا محرمانه‌ای طرحی قانونی به مجلس ارائه داده است. براساس اين طرح اشتغال به وكالت، كاراموزی و تخلفات انتظامی وكلا تحت نظر وزير دادگستری قرار گرفته كه به ميل خود به وكلا اجازه كار بدهد يا خير. اگر اين قانون تاييد شود آنچه از كانون وكلا در ايران باقی مانده نابود خواهد شد. من از همه همكارانم در سراسر جهان می‌خواهم به ياری وكلای ايران بيايند زيرا حكومت ايران درصدد پايان دادن به استقلال ماست

اكنون با تجربه يك رژيم مذهبی آيا شما برای دولتی لاييك مبارزه می‌كنيد؟
- خواست های مردم ايران در انقلاب استقلال و آزادی بود. تا جان در بدن دارم خواهان تحقق اين آرمانها در كشورم هستم. در كشورهای مسلمان شكل های مختلف حكومت های غيردمكراتيك وجود دارد كه همگی ماهيت خود را به مذهب نسبت می‌دهند. آنان اسلام را براساس تفاسير مورد نظر خود به يك نظام ستمگرانه تبديل كرده اند و انديشه‌های ديگر را نمی‌ پذيرند. اين حكومت ها از نام اسلام سواستفاده می‌كنند و هر انتقادی را كه به آنان می‌شود به‌نام دفاع از دين رد می‌كنند و مخالفان خود را باز هم به‌نام اسلام از ميان برمی دارند. بعنوان يك مسلمان معتقدم كه ميان اسلام و دمكراسی تضادی وجود ندارد. بنيان اسلام بر مشورت قرار گرفته است. برحذر باشيم از آن ايدئولوگ های اسلامی كه نظر اكثريت را نمی‌ پذيرند اين بهانه كه ممكن است آنان اشتباه كرده باشند. بايد ماهيت اين رژيم های غيردمكراتيك را كه به‌نام اسلام عمل می‌كنند از نزديك بررسی كرد. تنوع دولت ها و كشورهای مسلمان نشان ميدهد كه اسلام ميتواند چهره‌ها و واقعيت های مختلف داشته باشد. در عربستان سعودی زنان حق رای ندارند، در اندونزی يك زن رييس جمهور بود

فشارهای بين المللی و تهديدهای امريكا می‌تواند به بهبود اوضاع در ايران كمك كند؟
من پيش از آنكه به فشار دولت های خارجی بيانديشم در انديشه آن هستم كه مردم و ملت های جهان چگونه می‌توانند به ما در راه آزادی كمك كنند. به همين دليل فكر می‌كنم رسانه های گروهی نقش مهمی دارند

وضعيت شخصی شما در ايران چگونه است؟ آيا ترس هم داريد؟
من سالهاست كه از طريق نامه و اكنون ای ميل تهديد به مرگ ميشوم. چهار سال پيش زندانی بودم. وقتی از من می‌پرسند كه آيا نمی‌ ترسم؟ ميگويم ترس مانند گرسنگی است، بخواهيد و نخواهيد گرفتارش می‌شويد. بله گاهی اوقات پيش می‌ايد كه دچار ترس می‌شوم. اما سال ها كار با ترس به من نيروی آن را داده است كه به مبارزه ادامه دهم

گزارشی از مراسم روز زن در پارک لاله

نزديك ساعت 5 عصر اولين هسته تظاهرات در مقابل درب اصلي (پارک لاله) در حال شكل گيري بود كه نيروي انتظامي دخالت كرد و آن جمع ده نفره خانوما رو از پارك خارج كرد . نيروي انتظامي با موتور و پياده مستمر جابجا ميشدند .اين جمع خانومها از در داخل خيابان كارگر وارد پارك شد . و در حاليكه نيرو انتظامي در برابرشون اشكال تراشي ميكرد خانمها خودشون رو به آمفي تئاتر پارك رسوندند . در آنجا هم باز هم نيروانتظامي مانع تجمع شد .در اين جا تعداد بيشتري از نيروانتظامي حضور داشتند . تعدادي خانمهاي شركت كنند هم افزايش يافت .نيرو انتظامي كساني رو كه با موبايل عكس ميگرفتند دستگيرشون كرد . انتظامي باز هم آنها را حركت داد . بعضي ها كه از ظاهرات با موبايل عكس گرفته بودند دستگير كرد . در اين موقع شركت خانومها كه به دهها تن ميرسيد به سمت جنوب پارك حركت كردند . خانومها كه تشكيل دهنده اين جمع ميشدند شروع به خواندن سرود اي ايران كردند . جمعيت باز هم بيشتر شد .نيرو انتظامي با خانوم ها حركت كرد . يك مرد ميانسال را شعار ميداد مرگ بر جمهوري اسلامي . او را به زير زير باطوم گرفته و دستگيرش كردند .در اين موقع جمعيت داشت زياد ميشد و همينطور داشتن ميومدن . كه نيرو انتظامي تعدادي از جوانها رو دستگير كرد و يك خانم مسن اونجا داد زد كه ما داشتيم آروم حركت ميكرديم ولي اينها از زنها ميترسند . واي به روزي كه زنها بلند شن . كه يك لباس شخصي اومد مانعش شد و گفت ما با خشونت مخالفيم . همون موقع ديدم توي حوالي استخر مركزي پارك ، يه تعدادي تراكت روي زمين افتاده كه عكس مريم رجوي توشه و صحبتهاش كه ديگه از ترسم نتونستم بخونم . يه هويي انتظامي ريخت دو تا پسر و چندتا دختر رو كه اون حوالي بودند كه دستگيرشون داشتن ميكردن . ماشين انتظامي از يوسف آباد هم اونجا بود .تا اومدم بجنبم بغل دستي م رو هم داشت باهاش س ج ميكرد كه دست به فرار زدم . اما خانمها و پسرهاي جوون و دخترهاي جوون رو خيلي هاشون رو دستگير كردن .جمعيت تا ساعت 18 به صدها نفر ميرسيد . همچنين در چند نقطه پارك عكسهاي مريم رجوي هنوز روي درختها بود كه ديگه خودمو پياده به خونه رسوندم

٨.٣.٠٥

زن ایرانی و هشت مارس

امروز 8 مارس روز جهانی زن است.همین چند روزی پیش بود که فیلم "تن فروشی زیر حجاب" را دیده و از زندگی خفت بار بخشی از زنان در میهنم بر خود لرزیده بودم؛چند روزی پیش از آن اما خبر دستگیری خانم نجمه امید پرور، 20 ساله و باردار( وبلاگ نویس) دو روزی پس از دستگیری همسرش محمد رضا نسب عبداللهی را شنیده و در خود فرو رفته بودم که بر او در زندان آدمخواران چه خواهد گذشت و خانواده او به کجا دادخواهی برند و دست به دامان چه کسی شوندو بر خود لرزیده بودم؛دیروز فریاد دردمندانه مادر منوچهر و اکبر محمدی را شنیدم که می گفت :ای ایرانیان هر کجا که هستید به داد ما برسید و به ما کمک کنید، ما را بیچاره کردند! از وضع این مادر دردمند که 6 سال است زندگیش را به جهنم تبدیل کرده اند، دو جوان برومندش در زندان و دیگری را برای فشار بیشتر بر خانواده همین چند روز پیش از کار بر کنار کرده و همسرش نیز پس از شنیدن این آخرین خبر به سکته مغزی دچار و هم اکنون در بیمارستان بستری است با گرفتاری های بزرگ مالی و..از این همه بر خود لرزیده بودم؛ این چند روزه برای صدمین بار خبر فروش دختران نوجوان و زنان جوان ایرانی وسیله قاچاقچیانی سنگدل، از تولیدات رژیم پر افتخار اسلامی، به شیخ های کشورهای کناره خلیج فارس، پاکستان و.. خوانده و شنیده بودم و بر سرنوشت هولناک این دختران و زنان جوان بی پناه ایرانی که گاه با خودکشی آنها پایان می یابد، بر خود لرزیده بودم؛ اخیرا خانم شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل که افتخاری است برای همه ایرانیان و خاری در چشم دشمنان مردم ایران، از تهدیدها وفشارهایی که بر او وارد می کنند گفته است و حکایت کرده است که مبنای یکی ازشکایت ها از او، یک حزب اللهی "خوش غیرت" بوده است که رگ غیرت اسلامیش از دست دادن خانم عبادی با ژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه، خیلی به جوش آمده بوده است و اکنون می خواهد سر بکند، بدرد وبکشد. روشن نیست که اگر این رگ غیرت، پولکی و فرمایشی نیست چرا به هنگام فروش خواهران این حزب اللهی به شیخ های عرب این "رگ" به جوش و خروش نمی آید و عربده سر نمی دهد و تهدید نمی کند! و بسیار از این داستان های درد آور از زن ستیزی و ستم بر زنان
اما با وجود همه این دردهای جگر سوز در دوران تسلط دایناسورها بر ایران، زنان ایرانی هر دم برای حق و حقوق خود جنگیده اند. حجاب اجباری را چنان به رنگ و مد آلوده اند که دیگر چیزی از آن باقی نیست. تنگناهای اجتماعی و خانه نشینی زیر پوشش اجباری را به تلاش در کسب علم و دانش تبدیل نموده و دانشگاه های کشور را تسخیر کرده اند. کار دلیری دختران و پسران جوان به آنجا کشیده است که ماه محرم و عزاداری را به کارناوال جشن و شادی تبدیل و چنان کرده اند که رژیم اسلامی از برگزاری مراسم عزاداری نیز به وحشت افتاده و به نیروی سرکوب متوسل شده است!با هر سختی و مشقتی که بوده است بازار کار بیرون از خانه را نیز فتح کرده و امروز حتا به کارهایی چون رانندگی تاکسی، اتوبوس و کامیون سنگین پرداخته اند که تا دیروز تنها کارهایی مردانه بود.امسال زنان ایرانی در ایران، با وجود همه مانع ها و سد ها که ایجاد کرده اند دیروز و امروز، روزجهانی خود را به هر شکل که توانسته اندبر پا داشته و ندای رفراندم سر داده و از پیوند خواست رفراندم با جنبش زنان سخن گفته اند. سازمان های غیر دولتی زنان هر روز نقش کوشا تری یافته اند.در بیرون از مرزهای ایران نیز زنان ایرانی در همه زمینه ها با پشتکاری قابل تحسین از مردان پیشی گرفته اند. بیشترین کتاب خاطرات زندانهای رژیم اسلامی، وسیله زنان دلیری که از جهنم این زندانها جان سالم بدر برده اند به نگارش در امده است. تعدادی از همین زنان به شدت آسیب دیده، به تحصیلات دانشگاهی پرداخته و با وجود همه دردهای روحی و جسمی، به کسب مدارج عالی تحصیلی نائل آمده اند. در زمینه، شعر و ادب و فرهنگ و هنر نیز کارهای درخشانی ارائه داده و در کوشش های احتماعی ـ سیاسی جزء پیشگامان بوده اند و نشان داده اند که از مردان نه تنها هیچ کم ندارند که در زمینه هایی پیشرو ترند. آینده از آن زنان ایران است و این شادی آفرین است!در قانون اساسی آینده ایران از قوانین ضد انسانی و ضد زن بر مبنای خرافات مذهبی دیگر خبری نخواهد بود. قوانین حقوقی ای چون شهادت 2 زن در برابر 1 مرد از ریشه بر کنده خواهد شد. در قانون اساسی آینده ایران زن و مرد از حقوق برابر بر خوردار شده و حق انتخاب همسر، ازدواج، جدایی و نگهداری از فرزندان، در صورت جدایی، به شکلی برابر و عادلانه از حقوق حقه زنان خواهد بود. در قانون اساسی آینده ایران زنان در انتخاب شغل آزاد بوده و به هنگام بارداری، زایمان و نگهداری از نوزاد خود از امتیاز های ویژه بر خوردار خواهند شد. زن ایرانی از زندان خانگی و حجاب اجباری یکبار برای همیشه و بی بازگشت، با ید آزاد شده و در جایگاه شایسته خود قرار بگیرد
هشت مارس، روز جهانی زنان، به همه زنان جهان از آن میان زنان رنج کشیده اما پر افتخار ایرانی خجسته باد

جان فرزاد حمیدی در خطر است

بنا به اطلاعيه خبری کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی دکتر فرزاد حمیدی "سخنگوی سابق جبهه دموکراتیک ایران" درچهل و چهارمین روز اعتصاب غذا به سر میبرد. در ادامه اين اطلاعيه آمده است : تقی حمیدی پدر دکتر فرزادحمیدی با اعلام این خبر افزود: فرزاد حمیدی طی تماسی با منزل اعلام کرد که با تمامی دوستان و آشنایان "خداحافظی" میکند و همچنین با صدایی لرزان گفت که او میمیرد اما مبارزه ادامه خواهد داشت. تقی حمیدی همچنین افزود که قاضی حداد دکتر فرزاد حمیدی را تهدید کرده که وی را به زندان شیراز تبعید خواهد کرد و از پذیرفتن وکیل اونیز امتناع ورزیده است. همچنین با گذشت حدود 6 روز از بازداشت "نجمه امید پرور" همسر محمد رضا نسب عبداللهی ، ! هیچ گونه اطلاعی در مورد شرایط او و یا محل نگهداری وی در دست نیست. مراجعات مکرر خانواده ی ایشان به نهادها و سازمانهای ذیربط در شهرستان رفسنجان تا کنون بی نتیجه مانده است و مسئولین در مورد محل نگهداری وی اظهار بی اطلاعی میکنند. جلسه ی دوم رسیدگی به اتهامات "شیوا نظرآهاری" دبیر کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی فردا با حضور وکیل وی در شعبه ی 26 دادگاه انقلاب تهران برگزار خواهد شد
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی

اعتراضات دانشجوئی نسبت به انتخابات

انتخابات، نه! رفراندوم، آري
اين شعاري بود که در جريان سخنراني تبليغاتي مصطفي معين، نامزد حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی و حزب سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در اصفهان بارها شنيده شد و در نهايت با اعتراض دانشجويان خشمگين دانشگاه اصفهان، اين سخنراني تبليغاتي در ميانه راه تعطيل شد. دانشجويان دانشگاههاي اصفهان، در چند روز اخير و پيش از سفر آقاي معين به اصفهان مخالفت خود را با حضور او در دانشگاه اعلام کرده بودند. در ابتدا انجمن اسلامي دانشگاههاي اصفهان و علوم پزشکي اين شهر به عنوان اصلي‌ترين تشکل دانشجويي اصفهان در نامه‌اي سرگشاده به آقاي معين به وي يادآوري کردند که دانشجويان با حضور او در دانشگاه مخالفند. اما طرفداران آقاي معين عقب ننشستند و تلاش کردند که اين سفر تبليغاتي را خواست دانشجويان اعلام کنند
انتقاد از دانشجويان دانشگاههاي اصفهان با پاسخ‌هاي تندتر آنان همراه بود. آنها يک روز پيش از سخنراني مصطفي معين دو اطلاعيه جديد منتشر ساختند. در يکي از اين دو اطلاعيه از دانشجويان دعوت شده بود تا با حضور در جلسه سخنراني آقاي معين اعتراض خود را نشان دهند. در دومين اطلاعيه نيز با اين عنوان به استقبال آقاي معين رفتند: «كساني كه روزي جنبش دانشجويي را حرف مفت مي خواندند، امروز كاسه گدايي خود را براي جمع آوري راي به سوي همان دانشجويان دراز كرده اند
در بخشي از اين بيانيه که با امضاي انجمن اسلامي دانشگاههاي اصفهان و علوم پزشکي منتشر شده بود درباره انتخابات رياست جمهوري سال آينده آمده بود: «همه بايد بدانند كه هيچ يك از آحاد ملت ايران اين اجازه را نخواهد داد كه اينگونه انتخابات غيرواقعي و غيرآزاد، مجالي براي به سخره‌گرفتن فهم و شعور آنان گردد. خيانتهايي كه از جانب افرادي كه با شركت در اين‌گونه انتخابات بدنبال منافع خويش كه متفاوت و متضاد با مصالح مملكت و ايران است، صورت مي‌گيرد، هرگز از ذهن و حافظه اين ملت پاك نخواهد شد
اما نامزد اصلاح‌طلبان به رغم اين مخالفت‌ها به دانشگاه اصفهان رفت و با مخالفتي گسترده رو به رو شد. دانشجويان پلاکاردهايي در دست داشتند که رويشان نوشته شده بود: « اصلاحات مرد!»، « نان، آزادي، برابري» و «زنداني سياسي، قرباني تباني!
خشم دانشجويان از اصلاح‌طلباني که اين روزها به خلف وعده و خيانت به جنبش دانشجويي متهم هستند به اين پلاکاردها خلاصه نشد و در ميانه جلسه دانشجويان با خواندن سرود، شعارهايي عليه مصطفي معين و جبهه مشارکت را فرياد کشيدند تا دومين سخنراني تبليغاتي مصطفي معين، نيمه تمام بماند
مصطفي معين از سوي دانشجويان در اصفهان متهم است که در زمان تصدي وزارت علوم به آنها پشت کرده و در دو سرکوب گسترده دانشجويان اين دانشگاهها در سال 82، از آنها حمايت نکرده است
در همين حال، دفتر تحکيم وحدت به عنوان فراگيرترين تشکل جنبش دانشجويي ايران نيز بار ديگر يادآوري کرده که در انتخابات رياست جمهوري سال آينده، از هيچ نامزدي حمايت نخواهد کرد. چندي پيش برخي از سران اين تشکل، با اعلام اينکه از اصلاحات در چارچوب قانون اساسي جمهوري اسلامي نااميد شده اند، در فراخواني خواستار برگزاري رفراندومي براي تغيير قانون اساسي شدند

اعطای جایزه هلمن-همت به تقی رحمانی نویسنده دربند ایرانی

نیویورک، 7 مارس 2005- سازمان دیده بان حقوق بشر که یک سازمان غیر دولتی است و مقر آن در نیویورک میباشد امروز با انتشار بیانیه ای خبر از اعطای جایزه هلمن-همت به تقی رحمانی نویسنده دربند ایرانی داد
هر سال سازمان دیده بان حقوق بشر جایزه هلمن-همت را به نویسندگانی که بخاطر بیان افکار خود و انتقاد از دولت تحت فشارو آزار قرار میگیرند اعطا میکند
در طول ربع قرنی که از انقلاب ایران میگذرد تقی رحمانی 17 سال از آن را در زندانهای ایران گذارنده است. تقی رحمانی در نوشته های خویش به نوگرایی دینی و تاریخ سیاسی ایران میپردازد. این نویسنده 45 ساله از منتقدین شیوه اعمال حکومت دینی در ایران میباشد. وی نویسنده 26 کتاب و جزوه و مقالات متعددی در روزنامه ها و مجلات است
به گفته جو استورک مدیر بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر در واشنگتن: " تقی رحمانی بیش از یک سوم عمر خود را به جرم بیان افکارش در زندان بسر برده است. تجربه زندگی وی شهادت تلخی ازوضع اسفناک نویسندگان و منتقدین و نحوه برخورد دولت ایران با آنان میباشد
دیده بان حقوق بشر از دولت ایران خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط تقی رحمانی شد
تقی رحمانی در سال 1360 به جرم نویسندگی در نشریه زیرزمینی پیشتاز به 3 سال حبس محکوم شد. وی دوباره در سال 1365 بخاطر نوشته هایش در زمینه نوگرایی دینی دستگیر و اینبار برای 11 سال به زندان محکوم شد. پس از آزادی در سال 1376 تقی رحمانی به همکاری با روزنامه ها و مجلات اصلاح طلب پرداخت
در اسفند 1379 او دوباره دستگیر شد وبه مدت 14 ماه درحبس بسر برد. تقی رحمانی همراه با دو همکارش هدی صابر و رضا علیجانی در خرداد 1382 از سوی مدعی العموم تهران، سعید مرتضوی، بدون هیچ دلیل قانونی بازداشت شدند و پس از گذشت 22 ماه کماکان در بند بسر میبرند
جوایز هلمن-همت از سال 1369 از سوی سازمان دیده بان حقوق بشر به نویسندگان اعطا میشود. این جایزه تاکنون به بیش از 400 نویسنده از 88 کشور مختلف تعلق گرفته است. هر ساله پس از تصمیم گیری یک هییت داوری که شامل نویسندگان، سردبیران و روزنامه نگارانی است که موارد نقض آزادی بیان را دنبال میکنند این جوایزبه نویسندگان اعطا میشود

٧.٣.٠٥

سخنرانی دکتر سروش در لندن: ناکامی تاريخی مسلمانان؟


دکتر عبدالکريم سروش نظريه پرداز اسلامی جمعه شب 5 مارس در يک سخنرانی در کانون توحيد لندن پيرامون ناکامی تاريخی مسلمانان، اعلاميه جهانی حقوق بشر را از دستاوردهای بزرگ دنيای مدرن دانست، دنيايی که آدم را حق انديش و حق مدار می خواهد در حالی که در سنت، انسان تنها به تکاليفی می انديشيد که فقيهان برای او تبيين می کردند
دومين سخنرانی فيلسوف ناراضی ايرانی درباره ناکامی تاريخی مسلمانان همزمان شده است با برپايی همايش دو روزه ای با شعار حقوق بشر: گذر از جهان تکليف در تهران که در آن جمعی از نظريه پردازان و فعالان سياسی و حقوقدانان شرکت دارند و به گفته يکی از سخنرانان اولين روز، در آن جای دکتر سروش خالی است
ماه پيش، دکتر سروش در سخنرانی ديگری از اين سلسله مباحث در لندن، به تبيين مدرنينه و سنت پرداخت و در آن جا يادآوری کرد که مدرنيته حاصل فکر و اقدام هيچ قوم و شخصی نيست، بی برنامه و پيش بينی حادث شده است و به معنايی حاصل بختياری تاريخ است اما امروز می خواهند آگاهانه مدرنيزم را وارد کنند از همين رو در صدد شناخت سنت و مدرنيته برآمده ايم
ابن خلدون، تئوريسين انحطاط
سخنرانی سروش در باب ناکامی تاريخی مسلمانان با اين سوال گشوده شد که مسلمانان از کی به انحطاط و عقب افتادگی و ناکامی خود پی بردند. دکتر سروش از ابن خلدون به عنوان اولين کس نام برد که به اين آگاهی رسيد اما "همين ابن خلدون را هم غربی ها به مسلمانان شناساندند و اول بار طه حسين در اوايل قرن بيستم در رساله دکتری خود که در فراانسه نوشت با استفاده از منابع فرنگان، مسلمانان را با وی آشنايی داد
پس از ابن خلدون، اما اين خط پی گرفته نشد و ديگر نشانه ای نيست تا اواخر قرن نوزده و اوايل قرن بيستم که پرسش از چرايی ناکامی مسلمانان بار ديگر در سرها افتاد چنان که اديب فراهانی در اشاره به آن قافله خواب گرفته، در مسمط مشهور خود می رسد به "افسوس که اين مرزعه را آب گرفته
شاخص های مدرنيته
استاد ايرانی دانشگاه های آمريکا و اروپا که چند سالی است از تدريس در دانشگاه های ايران ممنوع شده است، جست و جو درباره ماهيت سنت و ماهيت مدرنينه را برای يافتن علل عقب افتادگی تاريخی مسلمانان بی جا می داند و در مقابل می گويد معرفی شاخص های مدرنيته ما را زودتر به پاسخ می رساند
او خود سه شاخص را نشانه می زند که "اگر آن ها را از دوران مدرن بگيريم به سنت باز می گردد" و اول از برق نام می برد که به نظر وی شرط لازم مدرنيته است که نه فقط شب های تاريک بلکه دنيای تکنولوژی را روشنايی داد چنان که دنيای امروز را بدون برق نمی توان تجسم کرد
شاخص دوم دنيای مدرن از نظر دکتر سروش پديدار شدن مفهوم حق در عرصه اخلاق و سياست است، مفهومی که به گفته او در دنيای سنتی وجود نداشت. شاخص سوم نيز علوم تجربی است که در بيان او با هر محاسبه ای تاثيرش بر دنيای امروز، بنيادين است
در تبيين انسان حق مدار دکتر سروش سخن را به مثال ها و نشانه ها آراست تا نشان دهد که در ميان آثار انديشمندان بزرگ مسلمان و از جمله ايرانی اثری از تاکيد بر حق و آزادی به معنای امروزی آن نيست "چرا که مساله انسان سنتی اين ها نبود و اعلاميه جهانی حقوق بشر فايده ای بود که از پديدار شدن حق مداری در انسان دوران مدرن حاصل آمد
علوم تجربی: عامل پرواز
استاد فلسفه دانشگاه که خود فارغ التحصيل رشته شيمی بوده است در تشريح جايگاه علوم تجربی در تمدن مدرن به دل تاريخ رفت تا بگويد که چرا علوم تجربی را در ميان مسلمانان رشدی و ميدانی نبوده است، و به يادها آورد اعتراض ملاصدرا را به ابن سينا که می پرسد حکيم چرا بايد در اين کارها باشد
اگر از ديد دکتر سروش دست نداشتن در علوم تجربی از جمله علل ناکامی مسلمانان است اما در مقابل وی دکتر حسين نصر استاد اسلام شناس دانشگاه جورج تاون چندی پيش در يک سخنرانی در محملی دانشگاهی در آمريکا توسعه علوم تجربی را از علل انحطاط جوامع مدرن خواند


دکتر سروش با تائيد دوگانگی بين نظر خود و دکتر سيد حسين نصر، با احترام از آن استاد اسلام شناس ياد کرد تا نشان دهد که هنوز
از نسل ملاصدرا، فيلسوفان سنت گرايی هستند که سنت را آرام و تعالی بخش انسان می دانند
بحث پيرامون ناکامی تاريخی مسلمانان با اين نکته ادامه يافت که بعضی مدرنيزم را تنها در عرصه سياسی آن می بينند و از جمله معتقدند که از آن قهر و غلبه می آيد که بايدشان گفت نه مدرنيزم و عقلانيت بلکه علوم تجربی است که جهان را صورت خويشتن ساخته و روح هندسی بر جهان دميده، و اين غلبه در ماهيت علوم تجربی است
او به عنوان مثال از پيشرفت شيمی و پيدا شدن باروت سخن گفت که به طور طبيعی به "اسحه ناريه" ختم می شد. اين اسلحه متکی به علم به نوبه خود به عنصر غلبه منجر می شد
سخنانی که در يکی از سردترين شب های لندن جمع کثيری از ايرانيان را به دعوت دانشجويان ايرانی دانشگاه های لندن به کانون توحيد کشانده وعده ای را به شنيدن روی زمين نشانده بود تا به آن جا رسيد که دکتر سروش بازگفت که عرفای محبوب ما نيز به علم که شاخص دنيای مدرن است بی توجه بوده و به دانشمندان علوم تجربی ارجی نمی نهادند، چنان که مولانای بزرگ نيز به تعريض دانشمندان علوم تجربی را "گيج" و طبيبان را متکی به شناخت "بول" می خواند - با اشاره به نگريستن آن ها بر قاروره برای تشخيص بيماری شخص- و خود را متکی به وحی
ارسطو و افلاطون
اين بخش از بحث پيرامون ناکامی تاريخی با اين اشاره پايان می گيرد که در قرون وسطا در اروپا نيز همين بود ولی علم زير سلطه ارسطوگری قرار داشت که به دليل خصلت تجربی خود بعدتر راه به رنسانس داد. اما مسلمانان در عوض به سياست افلاطون گراييدند و هرگز سياست ارسطو را ترجمه نکردند و اين کتاب جمهوريت افلاطون بود که از همان ابتدا در نهضت ترجمه به زبان مسلمانان درآمد
در پايان سخنرانی، حاضران با ده ها سوال خود سخنران را به ميدان های تازه ای کشاندند از آن اينکه "چرا غرب ارسطو را گرفت و شرق افلاطون را" تا " آيا مدرنيزم الگويی يکدست و متعين است که با پذيرش آن از هر چه سنت است می بايد بريد؟"
در پاسخ به يکی از همان سوالات بود که دکتر سروش اشاره کرد به جدال سخت دين و علم در ميانه تاريخ و باز گفت "از جدال دين و دانش هر دو فايده ديدند، دين متکبر و علم متکبر که هر دو می پنداشتند کليد تمامی مشکلات بشر را در دست دارند از اريکه به زير آمدند و اين مبارک رخدادی بود
انحطاط، عقب افتادگی يا ...؟
در عنوان سخنرانی جمعه شب لندن "ناکامی تاريخی مسلمانان ؟"، به تاکيد دکتر سروش، از به کاربردن صفت هائی که بار ارزشی داشتند، مانند انحطاط و يا عقب افتادگی، پرهيز شده بود تا از هر پيشداوری درباره موضوع سخن دوری شده باشد. علامت سوالی هم که عنوان را همراهی می کرد نشانه وسواس سخنران است تا شنوندگان را پا به پای بحث به اين روشنگری رهنمون شود که در جدال تاريخی سنت و مدرنيته نسبت مسلمانان چيست و آيا آن چه وضعيت امروزشان را بيان می دارد انحطاط است و يا عقب افتادگی و يا ناکامی
از اين جلسه سخنرانی، چندين سوال پاسخ نگرفته باقی ماند و دکتر سروش وعده داد آن همه را در بخش های ديگر بحث خود، که قرار است شنبه اول هر ماه باشد، در ميان سخن بگنجاند
و شب با اين جمله پايان گرفت: "مدرنيته چون پشت کردن به سنت هايی است که در هر جا متفاوتند، لاجرم مدرنيته خود نيز صور متفاوت دارد و يک نمونه غايی و برتر از آن وجود ندارد
جلسه که با تلاوت قرآن با صدای خوش محمد رضا جلايی پور گشوده شده بود با کف و ابراز احساسات حاضران پايان يافت که وقتی در تاريکی شب سرد لندن محو می شدند، هر چند نفر اين نکته ها را با خود می بردند که مسلمانان از کجا از قافله ماندند

٦.٣.٠٥


Theocracy

٥.٣.٠٥

Wir müssen helfen - jetzt

der Übersetzer:Behdad K.

Michael Ledeen
National Review Online

"... zu den iranischen Leuten, sage ich heute abend: Während Sie für Ihre eigene Freiheit stehen, steht Amerika mit Ihnen." - Präsident Bush, im Zustand der Anschluß-Adresse
Präsident Bush versprach den iranischen Leuten, dass wir sie in ihrem Kampf für Freiheit stützen würden, und US-Außenministerin Condoleezza Rice hat dass Versprechung auf ihrer Reise zu Europa reiteriert. Viele der chatterers - die gleichen dismal Theoretiker, die nicht glaubten, dass die Iraker wirklich frei sein wollten - versuchen sehr stark, es vorzutäuschen ist nicht so, aber die Wörter des Präsidenten verlassen nicht viel Wiggleraum (obgleich der Wortführer der Zustand-Abteilung versuchte; er trottete aus einer von Powells Lieblingslinien, während Condi weg war: "wir haben nicht eine Politik der Regimeänderung im Iran." Er sollte in einem ruhigen Raum verriegelt werden, gebildet werden, um den Zustand des Anschlußes 100mal zu lesen, und einem Job am Lager Fallujah dann zugewiesen werden).
Die revolutionären Reden des Präsidenten zwei haben eine leistungsfähige Auswirkung auf den Mittlere Osten gehabt, und er sollte schnell verfolgen. Die gesamte Region sprudelt mit dem schwindligen brauen von der demokratischen Revolution, und die Iraner, die auf ihre langen Traditionen von Self-government stolz sind, möchten nicht eine Abweichung, die einsame Tyrannei, die zwischen den auftauchenden Demokratien von Afghanistan sandwiched sind und der Irak bleiben. Sie werden den Präsidenten suchen, um seins zu erfüllen schwören, schwierig das mullahcracy in Tehran.
Die iranischen Leute sind für ihre eigene Freiheit für viele Jahre gestanden, wie durch die schreckliche Aufzeichnung des Massakers gezeigt, dass sie an den Händen des Regimes erlitten haben. Hunderte Demokratiefürsprecher werden in den Gefängnissen des Irans gequält. 10 Tausenden sind in den letzten sechs Jahren getötet worden und gefangen mit den Massenmorden an den Protesters 1989 an. Allgemeine Durchführungen sind alltäglich und Frauen werden routinemäßig durchgeführt, indem man entsteint. Dem psychopathic Regime des Ajatollahs Khamenei und ehemaliger Präsident Rafsanjani ist der größte Fleischfresser der Pressefreiheit im Mittlere Osten proklamiert worden. Tagesberichte vom Irak bezeugen zur enormen Unterstützung von Tehran zu den Terroristen, die unschuldige Zivilisten, Regierungsbeamte, fremde Arbeiter und amerikanische Soldaten und Frauen im Irak töten. Während jeder weiß, zeigt ein unveränderlicher Strom der Informationen, dass diese schlechten Leute unnachgiebig ihren Traum der Gebäudeatombomben ausüben, denen sie dumm schützen sie gegen die Kräfte der Freiheit glauben.
Es ist ein Maß ihrer Verrücktheit, dass sie es rückwärts haben. Sie der Kernverein das genauer gelangen, das grösser an die Einfahrt die Dringlichkeit, das Regime zu senken. Die meisten Experten glauben, dass die Mullas in der Tat sehr nah sind, das bedeutet, daß revolutionäre Schritte schnell unternommen werden müssen.
Bush versteht völlig, dass unsere stärkste Waffe gegen die islamische Republik der große Wunsch durch die meisten Iranier (mehr als 70 Prozent, entsprechend eigenen Abstimmungen der öffentlichen Meinung des Regimes) ist von ihren zudringlichen Priestern gereinigt zu werden, und da Glück ihn haben würde, gibt es eine gesetzmaßige kurzfristige Verein, mit der die Mullas schlagen: die Präsidentenwahlen festgelegt für Juni. Niemand glaubt an die Legitimität jener Wahlen; die Mullas wählen die Anwärter vor, und beturbaned Wächter vortäuschen, die Stimmen zu zählen. Und selbst wenn die Wahlen unerwartet die Wahl eines angeblichen Reformers produzierten, keine realen Verbesserungen könnte oder würde resultieren, wie der verlassene Vorsitz von Mohamed Khatami über acht Jahren leeren Versprechungen gezeigt hat.
Die einzige sinnvolle Wahl im Iran würde ein Referendum auf der Legitimität des Regimes selbst sein. Lassen Sie die Leute die Konsequenzen von 25 Jahren der theocratic Richtlinie, indem Sie oben sie, beurteilen wählen oder werfen Sie nieder. Wenn, da der der Mullas Anspruch ständig, sie die zutreffenden Schutze der iranischen Leute sind, sind sie an der Wahrscheinlichkeit, ihre Popularität zu demonstrieren glücklich. Aber, wenn, wie die Kritiker des Regimes beharren, die islamische Republik bereits in den Augen der Leute ungesetzlich ist, würde ein Referendum - ordnungsgemäß überwacht von den verwendbaren internationalen Beobachtern - den ersten Schritt in einem ruhigen Übergang von Diktatur zu Demokratie kennzeichnen. Es würde von der Vorwähler einer Übergang Regierung gefolgt, die die zwei Phasen jetzt unterwegs im Irak überwachen würde: eine neue Beschaffenheit, die durch populäre Stimme bestätigt würde und dann Wahlen für die neue Regierung zeichnen.
Ein nationales Referendum ist von den zahlreichen iranischen Führern des beträchtlichen Prestiges, die meisten von vorgeschlagen worden, sind wem im Iran, einschließlich Opfer der Folterung und der ausgedehnten Perioden im Gefängnis. Die Liste der Verfechter schließt einen unerwarteten Namen ein: Mohsen Sazgara, der Gründer des gefürchteten Revolutionär Schutzes und eins Khomeinis der ursprünglichen Mannschaft. Es schließt Pro-Demokratie Aktivisten und einige der führenden theological Abbildungen im Land mit ein. Schließlich Zählimpuls hatten mehr als 18.000 Iranier der unterschiedlichen politischen Loyalitäten ihn indossiert (sehen Sie www.60000000.com).
Bis jetzt hat kein westlicher Führer den Anruf für ein iranisches Referendum indossiert. Ist jetzt die Zeit. Wenn die Mullas sie unerwartet annehmen, empfangen sie entweder Bestätigung ihrer Ansprüche zur Legitimität oder werden die Erlaubnis gehabt, um ihre Pfosten friedlich zu lassen. Wenn sie sie zurückweisen, dannIST kein westlicher Führer in der Lage, die Anrufe für demokratische Revolution im Iran zu entlassen, und ein vereinigter Westen kann für den Iran tun, was für Ukraine getan wurde.
Dieses entspricht Anforderungen des ganzes den Präsidenten sowie die von vielen seiner Kritiker. Es verbreitet Freiheit, die die beste Weise ist, die Terroristen zu besiegen (eine frei gewählte Regierung im Iran ist fast zweifellos ein Todschlag zum Terrornetz), und sie tut es, ohne eine Bombe fallenzulassen oder einen Schuß abzufeuern. Sie behauptet die Grundregeln der Erklärung der menschlichen Rechte wieder und erinnert die tyrants der Welt, dass ihre Energie gesetzmaßig nur sein kann, wenn sie nach der Zustimmung ihrer Leute stillsteht. Wie kann irgendein wirklicher Demokrat ihr entgegensetzen?
Gut gibt es immer etwas spoilsport, das herum in der Durchschlag Schüssel spritzt. Eine Spalte in der Boston Kugel der andere Tag merkte, dass "Senator Joseph Biden sagte, dass... die Welt... des Irans emotionale Notwendigkeiten mit einem nonaggression Pakt,sagte er, adressieren musste."
Ich denke, dass es besser sein würde, die emotionalen Notwendigkeiten der Beschwichtigung-loving Senatoren zu adressieren, aufrichtig.
- Michael Ledeen, ein NRO beitragender Herausgeber, ist vor kurzem der Autor des Krieges gegen die Terror-Meister. Er ist Residentgelehrter im Freiheit Stuhl am amerikanischen Unternehmen-Institut.